{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نام:عشق یک طرفه

نام:عشق یک طرفه

م.ت:بلاخره اومدن ا.ت برو در رو باز کن

رفتم در رو باز کردم شکه شدم او. اون
جیمینه؟ دارم درست میبینم جیمینه؟؟؟؟

م.ج:سلام دخترم(لبخند )

پ.ج:سلام(لبخند )

جیمین:سلام(سرد)

ا.ت:س. سلام(تعجب)

م.ج:میشه بیایم داخل؟

ا.ت:وای ببخشید بفرماید داخل

اومدن داخل و با پدر و مادرم سلام کردن و نشستن

م.ت:خیلی خوش اومدین بفرمایید میوه بخورید

م.ج:ممنون

پ.ج:بنظرم ا.ت و جیمین برن باهم حرف بزنن و باهم دیگه آشنا بشن

پ.ت:آره ا.ت با جیمین برو اتاقت حرف بزنین

ا.ت:چشم

بلند شدم و روبه جیمین کردم

ا.ت:دنبالم بیاین(لبخند)

جیمین:باشه(سرد)

رفتیم داخل اتاق و روی تخت نشستیم

وایییییییی یعنی الان جیمین کنارمه يعنی

الان به آرزوم رسیدم خیلیییی خوشحالم ولی

نمیدونم چی بگم که جیمین گفت

جیمین:به احتمال زیاد من رو که میشناسی درسته؟(سرد)

ا.ت:بله میشناسمتون پارک جیمین یکی از عضو گروه بی تی اس خیلی خوشحالم که میبینمتون چون من یک آرمی هستم(خوشحال . ذوق)

جیمین:

(بچه ها این رو ادامه بدم یا نه؟)
دیدگاه ها (۷)

True Love①⑦لیا: خبری نشد؟ م: نه نشد.. ا/ت هم نمیدونست لیا: پ...

P24سوار ماشین جیمین شد،جیمین با لبخند نگاهی به تیپ ا/ت انداخ...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

چند پارتیــــــــــــ🖤💔ـــــــــــوقتی نصفه شب میفهمه از دست...

(دلداده )ا/ت: سلاممممم جین:سلام جوجه رنگیا جیمین: به به سلام...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

رمان هکر کوچولوی من پارت چهارم

سناریو سو پارت اول

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط