🎈

🎈
پسربه مادرگفت:
تونمازمیخونی
روزہ میگیری
خدا بهت هیچی نمیدہ
ولی من نه نمازمیخونم
نه روزہ میگیرم
هرچی خواستم خُدا
بهم دادہ
پسرنمیدانست مادرفقط
ازخدامیخواست هرچه
پسرش میخواهدبه اوبدهد
دیدگاه ها (۱)

وقتی پدرت بود🧡پارت ۲تا اینکه صدای در اومدتق تق.با اینکه حال ...

تصادف نزریک محل کارم

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:19فایل باز شد، در لحظه اول دوربین تار ب...

True Love①⓪تهیونگنگاهم رو از چشماش دزدیدم و به انعکاس نور چر...

دختر بابایی پارت شونزده

پارت هفدهم《Custom kiss》 ×چیزی شده؟!+...

پارت ۱۴تانر :من کیم؟ من تانر هستم کسی که نامزد یونا هست اوکی...

ابلیس

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط