در دو روز عمر کوته سخت جانی کردم
در دو روز عمر کوته سخت جانی کردم
با همه نامهربانان مهربانی کردم
همدلی هم آشیانی،هم زبانی کردم
بعد از این بر چرخ بازیگر امیدم نیست نیست
آن سرانجامی که بخشاید نویدم نیست نیست
هدیه از ایام جز موی سپیدم نیست،نیست
من نه هرگز شکوه از روزگاران کرده ام
نه شکایت از دورنگی های یاران کرده ام
گرچه شکوه بر زبانم،می فشارد استخوانم
منکه با این برگ ریزان،روزوشب سر کرده ام
صد گل امید را در سینه پرپر کرده ام
دست تقدیر این زمانم،کرده همرنگ خزانم
پشت سر پل ها شکسته،پیش رو نقش سرابی
هوشیار افتاده مستی،درخرابات خرابی
مهربانی کیمیا شد،مردمی دیریست مرده
دیریست مرده
با همه نامهربانان مهربانی کردم
همدلی هم آشیانی،هم زبانی کردم
بعد از این بر چرخ بازیگر امیدم نیست نیست
آن سرانجامی که بخشاید نویدم نیست نیست
هدیه از ایام جز موی سپیدم نیست،نیست
من نه هرگز شکوه از روزگاران کرده ام
نه شکایت از دورنگی های یاران کرده ام
گرچه شکوه بر زبانم،می فشارد استخوانم
منکه با این برگ ریزان،روزوشب سر کرده ام
صد گل امید را در سینه پرپر کرده ام
دست تقدیر این زمانم،کرده همرنگ خزانم
پشت سر پل ها شکسته،پیش رو نقش سرابی
هوشیار افتاده مستی،درخرابات خرابی
مهربانی کیمیا شد،مردمی دیریست مرده
دیریست مرده
- ۴.۱k
- ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط