{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی دوست پسرت بود💚

وقتی دوست پسرت بود💚
پارت ۱
ویو مین هی:
از وقتی کمپانیشون من رو برای اینکه دکتر کمپانیشون بشم کاندید کرده نمیتونم از ذوق بخوابم...
و خب کوک این رو نمیدونه...
منظورم اینکه...نمیدونه من کاندید هیئت مدیره هستم...
و میخوام که خودم بهش بگم...ولی نه الان
‌.
.
.
رفتیم کمپانی..کوک رفت سر تمرینش و منم رفتم پیش مدیریت تا درباره مسئولیتی که میخوان بهم بدن باهاشون مشورت کنم...
(مدیریت رو با × نشون میدم)
+آقا؟اجازه هست بیام داخل؟
×بفرمایید خانم مین..
+ممنونم...میخواستم درباره مسئولیتی که قراره بهم واگذار بشه باهاتون مشورت کنم...
×بگو
+به نظرتون از پسش برمیام؟میتونم پزشک خوبی برای کمپانی باشم؟
×خانم مین بزارید باهاتون صادق باشم...ما اینجا دنبال بهترین هاییم..اگر شمارو مناسب نمیدونستیم قطعا بهتون پیشنهاد نمی‌دادیم
+ممنونم ازتون...حرفهاتون واقعا بهم دلگرمی داد...امیدوارم بتونم خوب از پسش بربیام...
×حتما میتونید...اگر نمیتونستید الان با بیشترین رای توی صدر جدول نبودید..
×هیئت مدیره اینجا خیلی سختگیرن..اگر الان با رای اکثریت از سمت اون تونستید تو صدر جدول بمونید و جایگاهتون رو به کسی ندادید بدونید خیلی موفق بودید..
+توی چی موفق بودم؟
×اینکه رای هارو روی خودتون نگه دارید و هیئت مدیره رو قانع کنید که برای این شغل مناسبید
دیگه نمیتونستم لبخندم رو جمع کنم
وقتی میدیدم کسی اینطوری ازم تعریف میکنه...واقعا به خودم ایمان می‌آوردم که میتونم ادم مناسبی باشم...
و خب بیشتر از اینکه ببینم نتیجه چی میشه
میخوام بدونم ری اکشن کوک نسبت به اینکه من کاندید شدم چیه‌..
ادامه دارد....
حمایت کنید فرشته هام💚
دیدگاه ها (۱۰)

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : fourth یون جو (وکیل سابق لی ، ال...

چند پارتی درخواستی

جونگ کوکا واقعا ۲۹ سالت شد ؟ تو هنوز برای آرمی ها و اعضا همو...

پارت ۵ ویو جونگ کوک:وقتی کارام رو تموم کردم رفتم قصر وقتی رس...

پسر بد (65)

دوست دختر کوچولوی من

تک پارتیاز:جونگکوک وقتی حالش خوب نبودچند وقتی میشه که جونگکو...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟙𝟘: حقیقتصدای قدم‌های رزی در راهروی تاریک ن...

مهمونی خطرناک پارت= 5 ویو جونگ کوک:از اینکه ات با کسی برقصه...

وقتی پسر عموی بدنسازت توی سفرش عاشقت شده بود🩶پارت ۲رفته بودی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط