{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرنوشت

سرنوشت

(ویو رایا)

با شنیدن حرف اون مرد، بدنم یخ کرد.

من... نقطه‌ضعف شوگا بودم؟

شوگا دوباره نگام کرد.

شوگا: رایا، برو اتاق.

رایا: ولی...

شوگا: الان!

از لحنش ترسیدم و بدون حرف برگشتم بالا.

اما ذهنم پر از سؤال بود.

چرا اسم من وسط کارهای مافیا اومده بود؟

چرا شوگا اینقدر ترسیده بود؟

چند دقیقه بعد صدای باز شدن در اتاق اومد.

شوگا وارد شد.

رایا: چرا به اون مرد گفتی من نقطه‌ضعفتم؟

شوگا چند لحظه سکوت کرد.

شوگا: چون حقیقت رو گفت.

رایا: یعنی ممکنه برای من اتفاقی بیفته؟

شوگا کنارم نشست.

شوگا: تا وقتی من زنده‌ام، هیچ‌کس اجازه نداره بهت دست بزنه.

رایا: ولی تو همیشه نمی‌تونی کنارم باشی...

شوگا دستمو گرفت.

شوگا: برای همین از امروز محافظ شخصی داری.

رایا: محافظ؟!

شوگا: آره بیبی گرل.

رایا: من که زندانی نیستم!

شوگا: می‌دونم.

بعد آروم گفت:

شوگا: ولی از وقتی فهمیدم چقدر برام مهمی، دیگه نمی‌تونم ریسک کنم.

عرررر حمایت کنیددددددددددددددد 🫠🤍✨🎀
دیدگاه ها (۰)

### پارت ۶: سایه‌هایِ تردید و وزنِ قدرت (آزمونِ اعتماد)دو رو...

🦢 پارت نوزدهم | محافظجنگکوک هنوز به صفحه‌ی گوشی خیره بود.عکس...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²⁶ویو: اتچند ثانیه همون‌جا خشکم زد...

درخواستی مایکی

{عشق بی پایان}پارت:۲اون...اونهمون پسریه که تو کتاب بود؟؟؟پشم...

پارت هیفده

My professorChapter: 2Part: 107پایان فلش‌بکتهیونگ: اینطوری ش...

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 8رینا هنوز نامه رو توی دستش نگه داشته بود و ن...

وقتی جونگ کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

سانزو مردمک چشاش گشاد شد و دستش کذاشت روی دهنش و چشماش سیاهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط