𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆
𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆
Part 8
رینا هنوز نامه رو توی دستش نگه داشته بود و نمیدونست باید چیکار کنه
چند بار سعی کرد به خودش بقبولونه که میتونه یه راه دیگه پیدا کنه اما هر بار یاد تهدیدها میفتاد
صدای باز شدن در باعث شد سریع عکسها و نامه رو جمع کنه
شوگا وارد خونه شد و با دیدن رینا لبخند زد
شوگا: چیه چرا اینجا نشستی
رینا: هیچی داشتم فکر میکردم
شوگا کنارش نشست و دستشو گرفت
شوگا: این چند وقته خیلی عوض شدی
رینا قلبش ریخت
رینا: یعنی چی
شوگا: قبلا همه چیزتو بهم میگفتی ولی الان انگار حتی نمیخوای باهام حرف بزنی
رینا: من همون آدمم شوگا
شوگا: پس چرا حس میکنم داری ازم دور میشی
رینا نتونست جواب بده و فقط دستشو از دست شوگا بیرون کشید
شوگا با تعجب نگاهش کرد
شوگا: رینا
رینا: میشه امشب تنها باشم
شوگا: چی
رینا: فقط امشب میخوام تنها باشم
شوگا چند لحظه ساکت موند و بعد از جاش بلند شد
شوگا: باشه هر وقت خواستی حرف بزنی بهم بگو
وقتی شوگا وارد اتاق شد رینا احساس کرد دیگه نمیتونه جلوی اشکهاشو بگیره
اون نمیخواست شوگا رو از خودش دور کنه اما میدونست اگه همینطور ادامه بده ممکنه اتفاق بدتری بیفته
چند دقیقه بعد گوشیش زنگ خورد
نامادریش بود
رینا با صدای لرزون جواب داد
رینا: بله
نامادریش: پاکتو دیدی
رینا: چرا این کارو باهام میکنین
نامادریش: چون هنوز حرف گوش کن نشدی
رینا: من هر کاری بخواین میکنم فقط به شوگا کاری نداشته باشین
نامادریش: پس خوب گوش کن فردا باید کاری کنی که دیگه حتی نخواد اسمت رو بشنوه
رینا: چطور
نامادریش: خودت یه فکری بکن فقط یادت باشه اگه شکست بخوری اول سراغ اون میریم
تماس قطع شد
رینا گوشی رو روی تخت انداخت و صورتش رو با دستاش پوشوند
اون باید بین عشقش و امنیت شوگا یکی رو انتخاب میکرد
و هر انتخابی که میکرد قرار بود یه چیزی رو برای همیشه از دست بده
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
Part 8
رینا هنوز نامه رو توی دستش نگه داشته بود و نمیدونست باید چیکار کنه
چند بار سعی کرد به خودش بقبولونه که میتونه یه راه دیگه پیدا کنه اما هر بار یاد تهدیدها میفتاد
صدای باز شدن در باعث شد سریع عکسها و نامه رو جمع کنه
شوگا وارد خونه شد و با دیدن رینا لبخند زد
شوگا: چیه چرا اینجا نشستی
رینا: هیچی داشتم فکر میکردم
شوگا کنارش نشست و دستشو گرفت
شوگا: این چند وقته خیلی عوض شدی
رینا قلبش ریخت
رینا: یعنی چی
شوگا: قبلا همه چیزتو بهم میگفتی ولی الان انگار حتی نمیخوای باهام حرف بزنی
رینا: من همون آدمم شوگا
شوگا: پس چرا حس میکنم داری ازم دور میشی
رینا نتونست جواب بده و فقط دستشو از دست شوگا بیرون کشید
شوگا با تعجب نگاهش کرد
شوگا: رینا
رینا: میشه امشب تنها باشم
شوگا: چی
رینا: فقط امشب میخوام تنها باشم
شوگا چند لحظه ساکت موند و بعد از جاش بلند شد
شوگا: باشه هر وقت خواستی حرف بزنی بهم بگو
وقتی شوگا وارد اتاق شد رینا احساس کرد دیگه نمیتونه جلوی اشکهاشو بگیره
اون نمیخواست شوگا رو از خودش دور کنه اما میدونست اگه همینطور ادامه بده ممکنه اتفاق بدتری بیفته
چند دقیقه بعد گوشیش زنگ خورد
نامادریش بود
رینا با صدای لرزون جواب داد
رینا: بله
نامادریش: پاکتو دیدی
رینا: چرا این کارو باهام میکنین
نامادریش: چون هنوز حرف گوش کن نشدی
رینا: من هر کاری بخواین میکنم فقط به شوگا کاری نداشته باشین
نامادریش: پس خوب گوش کن فردا باید کاری کنی که دیگه حتی نخواد اسمت رو بشنوه
رینا: چطور
نامادریش: خودت یه فکری بکن فقط یادت باشه اگه شکست بخوری اول سراغ اون میریم
تماس قطع شد
رینا گوشی رو روی تخت انداخت و صورتش رو با دستاش پوشوند
اون باید بین عشقش و امنیت شوگا یکی رو انتخاب میکرد
و هر انتخابی که میکرد قرار بود یه چیزی رو برای همیشه از دست بده
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
- ۴۰۷
- ۲۵ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط