عشق و نفرت p39

39.عشق و نفرت
هیون : چان چشماش قشنگ ترین پدیده ی زندگیمه لبخندش حتی اعصبانیتش حرفاش اه
چان : چی داری میگی هیون
هیون : چی نه هیچی ( به خودش میاد)
لینو : صبر کن ببینم شیطون چشمای کییی
هیون : هی هی هیچکس یعنی اره هیچکس اصلا چشمای گربه ی سر خیابون
لینو : گربه ی سر خیابون مگه حرف میزنه ( پوکر )
هیون : مه هیچکس دیگه ولم کنین
لینو : نکنه اتت ( لبخند شیطانی )
هیون ی: نه بابا ات خر کیه ولم کنین
لینو : باش
——— یک هفته بعد ———-
( مراسم اهدای جایزه ی بهترین مافیای سال)
مجری : و جایزه ی بهترین مافیا میرسه به
ات : شاید دوباره ما باشیم نمی‌دونم ولی امیدوارم
هیون : ام مهم نیست ولی خیلی کنجکاوم
مجری : گروه یاقوت سیاه
( و همه دست میزنن )
هیون : تبریک میگم
ات : خیلی ممنون
و می‌رن رو صحنه و جایزه رو میگیرن و صحبت میکنن و تموم میشه
———عمارت ات ———-
ات : بلاخره اینبارم ما بردیم البته کمک های هوانگم بود
یجی : خب بیاین کیک بخوریمم
کای : هورااا
( و با خوشحالی جشن میگیرن )
دیدگاه ها (۶)

سناریو (وقتی میخوای خودکشی کنی )

سناریو (وقتی گروگانت گرفتن)

★وقتی‌باهم‌زندگی‌میکنن...

#عروس_فراری 🤍👀Part: ¹⁰جونگی: چته هیون....هیون؟ ...هیون دیگه ...

تک پارتی (وقتی بخاطر یک اشتباه....)

وقتی پیششون خوابت میبره…

وقتی میری داخل کما و چند بار قلبت وایمیسته...p2

دو پارتی#استری_کیدز #استریکیدز #لینو-Pt2(آخر)*وقتی بچتون...*...

پارت ۱۳

#درخواستیهوا یکم گرفته و بارونی بود و صدای برخورد قطرات به پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط