عشق جذب می کند همه چیزهایی را که از جنس و حس خودش باشد!
عشق جذب می کند همه چیزهایی را که از جنس و حس خودش باشد!
هرچقدر زیباتر شوی کسی زیباتر را پیدا می کنی ...
و هرچقدر مهربانتر شوی وعاشق تر
مهربانترین وعاشق ترین را جذب خواهی کرد !!!
و هرچقدر آرامتر باشی
این آرامشت را به عشقت نیز منتقل خواهی کرد...
آن چه از جنس افکارتوست به سمت تو درحال حرکت است .
همانطور که تو به سمت آن درحرکتی
پس آرام وآسوده باش
وبگذار هستی کار خودش را در زمان خودش بکند...
کافیست انسان باشیم و عاشق...
مهر ورزیم و دستی بگیریم.
آنگاه میبینی که دنیا برایت میشود بهشت
هر چه در زندگی بیشتر شاد باشی؛ درهای موفقیت بیشتری به رویت باز می شود...
و موهبت های بیشتری نصیبت می شود...
فقط خودت مسئول زندگی ات هستی.
وقتی فرکانس ذهن خود را بر شادی و امید تنظیم کنی؛ نیرومندترین انرژی کائنات هم قادر نیست آن را از تو پس بگیرد...
تا وقتی به این فکر چسبیدهاید که دلیل خوب زندگی نکردنتان بیرون از وجودتان است، هیچ تغییر مثبتی رخ نمیدهد.
تا وقتی مسئولیت خود را به دوش دیگران بیاندازید که با شما بیانصافی میکنند (یک شوهر لات، یک کارفرمای زیادهطلبی که از کارمندانش حمایت نمیکند، ژنهای ناجور، اجبارهای مقاومتناپذیر) وضع شما همچنان در بنبست میماند.
تنها خودِ شما مسئول جنبههای قطعی موقعیت زندگی خود هستید و فقط خودتان قدرت تغییر دادن آن را دارید. حتی اگر با محدودیتهای بیرونی همه جانبهای درگیرید، هنوز آزادی و حق انتخاب پذیرش برخوردهای مختلف نسبت به این محدودیتها را دارید.
بابک ...
هرچقدر زیباتر شوی کسی زیباتر را پیدا می کنی ...
و هرچقدر مهربانتر شوی وعاشق تر
مهربانترین وعاشق ترین را جذب خواهی کرد !!!
و هرچقدر آرامتر باشی
این آرامشت را به عشقت نیز منتقل خواهی کرد...
آن چه از جنس افکارتوست به سمت تو درحال حرکت است .
همانطور که تو به سمت آن درحرکتی
پس آرام وآسوده باش
وبگذار هستی کار خودش را در زمان خودش بکند...
کافیست انسان باشیم و عاشق...
مهر ورزیم و دستی بگیریم.
آنگاه میبینی که دنیا برایت میشود بهشت
هر چه در زندگی بیشتر شاد باشی؛ درهای موفقیت بیشتری به رویت باز می شود...
و موهبت های بیشتری نصیبت می شود...
فقط خودت مسئول زندگی ات هستی.
وقتی فرکانس ذهن خود را بر شادی و امید تنظیم کنی؛ نیرومندترین انرژی کائنات هم قادر نیست آن را از تو پس بگیرد...
تا وقتی به این فکر چسبیدهاید که دلیل خوب زندگی نکردنتان بیرون از وجودتان است، هیچ تغییر مثبتی رخ نمیدهد.
تا وقتی مسئولیت خود را به دوش دیگران بیاندازید که با شما بیانصافی میکنند (یک شوهر لات، یک کارفرمای زیادهطلبی که از کارمندانش حمایت نمیکند، ژنهای ناجور، اجبارهای مقاومتناپذیر) وضع شما همچنان در بنبست میماند.
تنها خودِ شما مسئول جنبههای قطعی موقعیت زندگی خود هستید و فقط خودتان قدرت تغییر دادن آن را دارید. حتی اگر با محدودیتهای بیرونی همه جانبهای درگیرید، هنوز آزادی و حق انتخاب پذیرش برخوردهای مختلف نسبت به این محدودیتها را دارید.
بابک ...
- ۴.۳k
- ۰۸ بهمن ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط