{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق،

تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق،
که نامی خوش‌تر از اینت ندانم.
وگر – هر لحظه – رنگی تازه گیری،
به غیر از زهر شیرینت نخوانم.
تو زهری، زهر گرم سینه‌سوزی،
تو شیرینی، که شور هستی از توست.
شراب جام خورشیدی، که جان را
نشاط از تو، غم از تو، مستی از توست.
بسی گفتند: – «دل از عشق برگیر!
که: نیرنگ است و افسون است و جادوست!»
ولی ما دل به او بستیم و دیدیم
که او زهر است، اما … نوشداروست!
چه غم دارم که این زهر تب‌آلود،
تنم را در جدایی می‌گدازد
از آن شادم که در هنگامه‌ی درد،
غمی شیرین دلم را می‌نوازد.
اگر مرگم به نامردی نگیرد:
مرا مهر تو در دل جاودانی‌ست.
وگر عمرم به ناکامی سرآید؛
تو را دارم که مرگم زندگانی‌ست.
دیدگاه ها (۱۹)

وقتی که بیداری .. خدا هم با تو بیدارهتا وقتی که نخوابی تو .....

نگاهت را نمیخوانم ، نه با مایی ٬نه بی مایی !ز کارت حیرتی دار...

برخیز که غیر از تو مرا دادرسی نیستگویی همه خوابند، کسی را به...

سلام صبح بخیر دوستان به امروز خوش آمدی!به بازی زندگیاحترام ک...

تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق، که نامی خوش‌تر از اینت ندان...

تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق، که نامی خوش‌تر از اینت ندان...

تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق، که نامی خوش‌تر از اینت ندان...

زهر شیرین تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق، که نامی خوش‌تر ...

زهر شیرین تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق، که نامی خوش‌تر ...

زهر شیرینتو را من زهر شیرین خوانم ای عشق، که نامی خوش‌تر از ...

#پاییزتو را من زهر شیرین خوانم ای عشق، که نامی خوش‌تر از ای...

تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق، که نامی خوش‌تر از اینت ندان...

تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق،   که نامی خوش‌تر از اینت ند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط