{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زهر شیرین

زهر شیرین

تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق،
که نامی خوش‌تر از اینت ندانم.
وگر – هر لحظه – رنگی تازه گیری،
به غیر از زهر شیرینت نخوانم.


تو زهری، زهر گرم سینه‌سوزی،
تو شیرینی، که شور هستی از توست.
شراب جام خورشیدی، که جان را
نشاط از تو، غم از تو، مستی از توست.

بسی گفتند: – «دل از عشق برگیر!
که: نیرنگ است و افسون است و جادوست!»
ولی ما دل به او بستیم و دیدیم
که او زهر است، اما … نوشداروست!

چه غم دارم که این زهر تب‌آلود،
تنم را در جدایی می‌گدازد
از آن شادم که در هنگامه‌ی درد،
غمی شیرین دلم را می‌نوازد.

اگر مرگم به نامردی نگیرد:
مرا مهر تو در دل جاودانی‌ست.
وگر عمرم به ناکامی سرآید؛
تو را دارم که مرگم زندگانی‌ست.

فریدون مشیری
دیدگاه ها (۱)

می‌ترسمباران برتمام دنیا ببارد و تو نباشیاز آن روزی که رفته...

هر گوشه‌ی این جهان تو را می‌جویم در اوج سکوتم تو را می‌گویم ...

چهار فصل کامل نیست.......!!هوای «تو»هوای دیگریست...............

تمام دلخوشی دنیای من این است که ندانی دوستت دارم! وقتی میدان...

زهر شیرین تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق، که نامی خوش‌تر ...

زهر شیرین تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق، که نامی خوش‌تر ...

تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق،که نامی خوش‌تر از اینت ندانم...

تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق، که نامی خوش‌تر از اینت ندان...

تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق، که نامی خوش‌تر از اینت ندان...

تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق، که نامی خوش‌تر از اینت ندان...

#پاییزتو را من زهر شیرین خوانم ای عشق، که نامی خوش‌تر از ای...

تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق، که نامی خوش‌تر از اینت ندان...

تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق،   که نامی خوش‌تر از اینت ند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط