{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناگـــزیرم از سـفر بــــی سرو سامان چون باد

ناگـــزیرم از سـفر بــــی سرو سامان چون باد
بـــه گـــرفـتـار رهــــایـــی نتـــوان گــــفـت ازاد
کوچ تا چند؟! مگـر می شود از خویش گریخت
بــال تنهـــا غـــــم غــــربت بــه پرســتو ها داد
دیدگاه ها (۶)

در لحظه‌ای که باد آرام می‌وزد، قلب‌ام می‌رسد به صحنه‌ای نامر...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۶ات با شنیدن حرف سامان، آرام به ...

💠 گروگان حرص و طمع🌸امام علی علیه السلام فرمودند:🔰«أَلْحَريصُ...

به آواره زمین بخشیدم، از او خان درآوردماز آن ویرانۀ بی‌مشتری...

«خدا؛ رفیقِ بی‌حَد» منشورِ قدرتِ بهرام محمدی(مهندسِ معماریِ ...

🌷معلم شهید🌷آن‌ها نرفتند؛فقط از هیاهوی خاک، به آرامش افلاک کو...

بسم الله الرحمن الرحیم نه رنج و نه لذت :جهنم و بهشت هر دو تط...

«سِفْرِ حَدّ: الهی‌نامه‌یِ بهرام محمدی»۲۶. استقلالِ درون: مر...

چه‌ها با جان خود دور از رخ جانان خود کردممگر دشمن کند این‌ها...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p87شاخه‌های سرو در باد آروم تکون می‌خورد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط