بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
نه رنج و نه لذت :
جهنم و بهشت هر دو تطهیرکننده اند. برخی با جهنم تطهیر می شوند، برخی با بهشت، و برخی با هر دو. در کیفیت جهنمی، فشار رنج ها باعث می شود که بالآخره دست از خواهش های نفس خویش برداری و خود را از شرّ آن خلاص کنی. و در کیفیت بهشتی، تجربه مکرر لذات باعث می شود که روزی خود لذت پرستی را رها کنی و آگاهانه سوی کیفیت برتر روی. نه رنج و نه لذت، جایگاه حقیقی آرامش است. رنج و لذت، دو روی یک سکه اند، چون یکی را بر داری، به ناچار آن دیگری را هم بر داشته ای. پس از همینجا از هر دو بگذر و هرگز چنین سکه ای را از زمین بر ندار. آن سالکی که شجاعتی چنین دارد، از آنِ خداست و خدا نیز از آنِ اوست - مَن کانَ للهِ کانَ اللهُ لَه - هر کس برای خدا باشد خدا برای او خواهد بود(بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج 79، ص 197 ؛ روضة المتقين ، محمد تقی مجلسی، ج13 195؛ الوافی، فیض كاشانی، ج 8، ص 784)
رهایی از رنج - بشر امروز گرفتار تاریکی است. و برای رهایی از رنجی که گرفتار آن است بیهوده به هر چیزی چنگ میزند؛ از این اندیشه به آن اندیشه می رود، از این آرمان به آن آرمان، از این رؤیا به آن رؤیا، از این سرزمین به آن سرزمین، از این جمع به آن جمع، از این دین به آن دین، و حتی به بی دینی می رود … اما همه بیهوده است. اینها نه تنها نجات بخش نبوده و نیستند بلکه همواره بر گرفتاریش افزوده و می افزایند. زیرا تا وقتی بشر بخواهد راه نجات را در بیرون خود جستجو کند، وضع جهان همین است و او روز به روز افسرده تر و مغبون تر خواهد شد. زیرا مشکل او درونی است. امروزه تنها راه نجات، رجوع به خویشتن خویش و توجه از القاءات غیر بریدن است. به فطرت الهی خود روی آوردن و به شعور متعالی سلام کردن است. فرار از خود و تکیه به غیر کردن و همواره نجات را در بیرون خود جستجو کردن، هیچگاه چاره نبوده و نیست. بشر آنگاه که آگاهانه بر پای خویش بایستد و مسئولیت خویش بپذیرد، تازه بر آستانه رهایی از رنج قرار گرفته است.
اگر مدام به رنج فکر کنی، رنج خواهی کشید. هر رنجی را آگاهانه بنگر آنگاه از آن عبور کن. در رنج نمان. اگر چشمانت مدام بدنبال رنج باشد، اگر فکرت مدام حول رنج بگردد، این یعنی تو در حال گرفتن رنج بیشتری. و پیوسته رنج بر رنجات می افزایی. و بدیهی است که در چنین وضعیتی تمامی جوانب زندگیات پر از رنج شود. دقت کن، رنج را انکار نمیکنم بلکه راه عبور از بسیاری از رنجهای خود ساخته را نشانت میدهم. راه رهایی از رنج، مدام به آن فکر کردن و پیوسته سخن گفتن از آن نیست. راه خروج از آن مشاهدهٔ سالکانه است که در مبحث مشاهده از آن به تفصیل یاد کردهام.
نه رنج و نه لذت :
جهنم و بهشت هر دو تطهیرکننده اند. برخی با جهنم تطهیر می شوند، برخی با بهشت، و برخی با هر دو. در کیفیت جهنمی، فشار رنج ها باعث می شود که بالآخره دست از خواهش های نفس خویش برداری و خود را از شرّ آن خلاص کنی. و در کیفیت بهشتی، تجربه مکرر لذات باعث می شود که روزی خود لذت پرستی را رها کنی و آگاهانه سوی کیفیت برتر روی. نه رنج و نه لذت، جایگاه حقیقی آرامش است. رنج و لذت، دو روی یک سکه اند، چون یکی را بر داری، به ناچار آن دیگری را هم بر داشته ای. پس از همینجا از هر دو بگذر و هرگز چنین سکه ای را از زمین بر ندار. آن سالکی که شجاعتی چنین دارد، از آنِ خداست و خدا نیز از آنِ اوست - مَن کانَ للهِ کانَ اللهُ لَه - هر کس برای خدا باشد خدا برای او خواهد بود(بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج 79، ص 197 ؛ روضة المتقين ، محمد تقی مجلسی، ج13 195؛ الوافی، فیض كاشانی، ج 8، ص 784)
رهایی از رنج - بشر امروز گرفتار تاریکی است. و برای رهایی از رنجی که گرفتار آن است بیهوده به هر چیزی چنگ میزند؛ از این اندیشه به آن اندیشه می رود، از این آرمان به آن آرمان، از این رؤیا به آن رؤیا، از این سرزمین به آن سرزمین، از این جمع به آن جمع، از این دین به آن دین، و حتی به بی دینی می رود … اما همه بیهوده است. اینها نه تنها نجات بخش نبوده و نیستند بلکه همواره بر گرفتاریش افزوده و می افزایند. زیرا تا وقتی بشر بخواهد راه نجات را در بیرون خود جستجو کند، وضع جهان همین است و او روز به روز افسرده تر و مغبون تر خواهد شد. زیرا مشکل او درونی است. امروزه تنها راه نجات، رجوع به خویشتن خویش و توجه از القاءات غیر بریدن است. به فطرت الهی خود روی آوردن و به شعور متعالی سلام کردن است. فرار از خود و تکیه به غیر کردن و همواره نجات را در بیرون خود جستجو کردن، هیچگاه چاره نبوده و نیست. بشر آنگاه که آگاهانه بر پای خویش بایستد و مسئولیت خویش بپذیرد، تازه بر آستانه رهایی از رنج قرار گرفته است.
اگر مدام به رنج فکر کنی، رنج خواهی کشید. هر رنجی را آگاهانه بنگر آنگاه از آن عبور کن. در رنج نمان. اگر چشمانت مدام بدنبال رنج باشد، اگر فکرت مدام حول رنج بگردد، این یعنی تو در حال گرفتن رنج بیشتری. و پیوسته رنج بر رنجات می افزایی. و بدیهی است که در چنین وضعیتی تمامی جوانب زندگیات پر از رنج شود. دقت کن، رنج را انکار نمیکنم بلکه راه عبور از بسیاری از رنجهای خود ساخته را نشانت میدهم. راه رهایی از رنج، مدام به آن فکر کردن و پیوسته سخن گفتن از آن نیست. راه خروج از آن مشاهدهٔ سالکانه است که در مبحث مشاهده از آن به تفصیل یاد کردهام.
- ۶۹
- ۰۵ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط