{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نام رمان : گوهر مقصود

نام رمان : گوهر مقصود
نویسنده : دل آرا دشت بهشت کاربر انجمن نودهشتیا
خلاصه داستان :
زمان رمان مربوط به سال های نزدیک انقلابه. ساغر ۱۶ سالشه و از بچگی برای پسرعموش در نظر گرفته شده اما این موضوع اون رو عذاب می ده که پیشنهاد ازدواج اون و پسر عموش مسعود، از جانب پدر خود ساغره و سعی می کنه پدرش رو متقاعد کنه که میلی به انجام این ازدواج نداره.
از طرفی یکی از پسرهای متمول شهر به نام فرهاد عمیقا به ساغر علاقه داره و به هر کاری دست می زنه تا اون رو به دست بیاره.
اما بر ملا شدن رازی از زندگی فرهاد، ساغر از اون متنفر میشه و این مسئله موجبات دشمنی فرهاد رو فراهم می کنه و باعث میشه ساغر به فکر راه چاره بیفته و…
www.98ia.com
nafas
دیدگاه ها (۳)

《خلاصه رمان ملکه ی مافیا⚔️❤️♠️》داستان درمورد دختری به نام می...

قسمت دوم: شبِ سرنوشت‌سازمکان: حاشیه استخرِ لوکسِ پشت‌بام هتل...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:³⁰ویو: جونگ‌کوک«من تصمیمم رو گرفتم...

INFP💚💜ENTJسازگاری:حدود ۶۵٪ تا ۷۵٪دلیل سازگاری👇۱. کششِ قطب‌ها...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت پانزدهم: نقشه‌یِ ض...

بلاخره فیک جیمینم تموم شد بگین فیک بعدی کدوم از اینا باشه 1:...

I Love you too...but I don't know...How can I say this...to ...

((تبدیل به شخصیت فرعی درمانگر شدم))

مانهوا | forgot my husband , ill go make money

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط