{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part13

Part13
ته: ما میریم بیرون
ته اینا رفتم منم از ات پرسیدم
کوک:ات بریم خونشون.
سرشو آورد بیرون
ات:آره بریم
کوک:اوکی
رفتیم بیرون ته اینا منتظر بودن
کوک:ما میایم
اریانا پرید هوا
آریانا :هووووو بریم . ات باش ماشین ما بیا
ات سرشو قائم کرد فهمیدم نمیخواد بره گفتم.
کوک:نه فکر نکنم بخواد حالش خوب نیست
آریانا:اوکی
رفتیم تو ماشین گزاشتمش رو صندلی راه افتادیم دیدم خیلی کیوت خوابش برده چون خیلی طول میکشه تا اونجا بیدارش نکردم

پرش زمانی به موقعی که رسیدند در خونه ته اینا.............................‌.





بیا پایین تر.







پایین





پاییت تر


هار هار هار خماریییییییی
دیدگاه ها (۰)

A game of love and hateP³ویو آتصبح با صدای زنگ از خواب بیدار...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p17کوک: عا..ا.اا....

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

این رمان ماله من نیس ماله دوستمه ایدیش @hstyg80

پارت نهم ات. همه رو دعوت کردم از اوزو مافیا تا خواننده کارت ...

part:40ات:کوک به حرفام خوب گوش کن ... ۱کیلو متر دیگه به آخری...

مهمونی خطرناک پارت=3ویو کوک: تقریبا ساعت چهار بود که از عمار...

فیک تهیونگ

لیا : چی بگم والا من میرم حاضر رشم کوک : وایسا منم میام لیا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط