بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت اول :
همین اشتیاق، از ایمان است.
گاهی ذهن نیز مانند نفس دچار وسواس میگردد. گاه به رغم آن که چیزی را قبول دارد، به خود القا میکند که قبول ندارم یا نکند قبول ندارم و خودم نمیدانم؟! ندیدید کسی که وسواس به طهارت دارد، به رغم آن که به لحاظ علمی میداند که اگر دستش را یک بار با آب کُر گرفت، پاک می شود، ولی ده بار یا صدبار این کار را تکرار میکند و در نهایت نیز شک میکند که بالاخره پاک شد یا نه؟ ذهن نیز اگر دچار وسواس شود،همین طور است. البته نسبت به هر موضوعی.
به فرض که کسی نسبت به خداوند متعال، شناخت و اعتقاد درست و محکمی نداشته باشد، اما وقتی در تاریخ و گذشته چنان چه در متن سؤال آمده بود نیز دچار تشکیک میگردد، پس یقین یابد که دچار وسواس ذهنی شده است.
همین قدر که حساس هستید و سؤال میکنید، معلوم است که قبول دارید. منتهی سؤالاتی در ذهن شما پیش میآید، و این بسیار طبیعی است. به قول مرحوم علامه جعفری (ره): حیات معقول یعنی انسان عاقل سؤال دارد، لذا کسی که سؤال ندارد، عقل ندارد.
دقت کنید که قبول داشتن یا خدایی ناکرده قبول نداشتن وجود خدا، معاد، پیامبر و ...، کار عقل و قلب است و نه کار نفس. لذا لزومی ندارد که نفس قبول کند. منتهی در اطاعت و تبعیت، نفس مزاحم میشود.
عقل شما، قلب شما، نفس شما و سایر قوای شما، همه ابزاری هستند که در اختیار شما هستند و شما باید حکومت و مدیریت آنها را بر عهده بگیرید.اگر شما به عنوان یک حاکم بر مملکت وجود خود، قوای عقلانی را حاکم کردید، نفس مطیع میشود، اگر قوای نفسانی را حاکم کردید، عقل زندان میشود و فعالیت و درخشش نخواهد داشت و قلب محجوب شده و پرتو افشانی نخواهد کرد.
دقت نمایید که البته مطالعه صحیح لازم است، هرچه بیشتر و اصولیتر باشد بهتر است، ولی کار فقط با علم و دانستن درست نمی شود، چرا که انسان در نهایت دنبال چیزی میرود که آن را دوست دارد و نه دنبال چیزی که آن را میشناسد. مگر کسی که معتاد به الکل دخانیات، مواد مخدر یا خدایی ناکرده فحشا و فساد دارد، نمیداند که اینها مضر و مهلک هستند؟!
انسان همیشه به دنبال معقول نمیرود، بلکه به صورت مستمر و مجدانه به دنبال معشوق می رود و در سیر کمالی است که عقل و قلب در هدف متحد می شوند.
از این رو،خداوند متعال در آموزههای اسلامی، محبت وموّدت را هدف، انگیزه و عامل حرکت معرفی نموده است. خداوند متعال پس از بیان آیات و استدلالهای فراوان در اثبات مبدأ، معاد، وحی و ...، نمی فرمایید پس حالا هر کس که شناخت بیاید، بلکه می فرماید هر کس که مرا دوست دارد، (ادامه دارد...)
پاسخ قسمت اول :
همین اشتیاق، از ایمان است.
گاهی ذهن نیز مانند نفس دچار وسواس میگردد. گاه به رغم آن که چیزی را قبول دارد، به خود القا میکند که قبول ندارم یا نکند قبول ندارم و خودم نمیدانم؟! ندیدید کسی که وسواس به طهارت دارد، به رغم آن که به لحاظ علمی میداند که اگر دستش را یک بار با آب کُر گرفت، پاک می شود، ولی ده بار یا صدبار این کار را تکرار میکند و در نهایت نیز شک میکند که بالاخره پاک شد یا نه؟ ذهن نیز اگر دچار وسواس شود،همین طور است. البته نسبت به هر موضوعی.
به فرض که کسی نسبت به خداوند متعال، شناخت و اعتقاد درست و محکمی نداشته باشد، اما وقتی در تاریخ و گذشته چنان چه در متن سؤال آمده بود نیز دچار تشکیک میگردد، پس یقین یابد که دچار وسواس ذهنی شده است.
همین قدر که حساس هستید و سؤال میکنید، معلوم است که قبول دارید. منتهی سؤالاتی در ذهن شما پیش میآید، و این بسیار طبیعی است. به قول مرحوم علامه جعفری (ره): حیات معقول یعنی انسان عاقل سؤال دارد، لذا کسی که سؤال ندارد، عقل ندارد.
دقت کنید که قبول داشتن یا خدایی ناکرده قبول نداشتن وجود خدا، معاد، پیامبر و ...، کار عقل و قلب است و نه کار نفس. لذا لزومی ندارد که نفس قبول کند. منتهی در اطاعت و تبعیت، نفس مزاحم میشود.
عقل شما، قلب شما، نفس شما و سایر قوای شما، همه ابزاری هستند که در اختیار شما هستند و شما باید حکومت و مدیریت آنها را بر عهده بگیرید.اگر شما به عنوان یک حاکم بر مملکت وجود خود، قوای عقلانی را حاکم کردید، نفس مطیع میشود، اگر قوای نفسانی را حاکم کردید، عقل زندان میشود و فعالیت و درخشش نخواهد داشت و قلب محجوب شده و پرتو افشانی نخواهد کرد.
دقت نمایید که البته مطالعه صحیح لازم است، هرچه بیشتر و اصولیتر باشد بهتر است، ولی کار فقط با علم و دانستن درست نمی شود، چرا که انسان در نهایت دنبال چیزی میرود که آن را دوست دارد و نه دنبال چیزی که آن را میشناسد. مگر کسی که معتاد به الکل دخانیات، مواد مخدر یا خدایی ناکرده فحشا و فساد دارد، نمیداند که اینها مضر و مهلک هستند؟!
انسان همیشه به دنبال معقول نمیرود، بلکه به صورت مستمر و مجدانه به دنبال معشوق می رود و در سیر کمالی است که عقل و قلب در هدف متحد می شوند.
از این رو،خداوند متعال در آموزههای اسلامی، محبت وموّدت را هدف، انگیزه و عامل حرکت معرفی نموده است. خداوند متعال پس از بیان آیات و استدلالهای فراوان در اثبات مبدأ، معاد، وحی و ...، نمی فرمایید پس حالا هر کس که شناخت بیاید، بلکه می فرماید هر کس که مرا دوست دارد، (ادامه دارد...)
- ۸۴
- ۱۱ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط