{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part²³

Part²³
Daddy fucker vahshim🥑

×نگهبانا سریع باشین اصلحه ها رو بردارین
نگاهبانا:چشم قربان
-هیونگ همه چی امادست؟
×اره کوک میتونیم حرکت کنیم
-باشه پس زود باشین سوار ماشین شین
×چشم....سریع سریع ترررررررر
...
*کوک و ادماش حرکت کردن بعد چند مین رسیدن هتل کوک وارد هتل شد و به منشی اونجا گفت*
...
-سلام میشه بگید اتاق اقای ته کجاست؟
منشی:بله شماره ی 124 طبقه ی دوم
-خیلی ممنون
منشی:خواهش میکنم
...
-هیونگ...
×بله کوک
-فعلا حمله نکنید من برم اتاقشون هروقت علامت دادم بعد
×چشم
...
*کوک رفت به طبقه ی دوم و قفل دره اتاق ته رو شکوند اروم وارد اتاق شد و دید ته خوابیده و رفت سمت اتاق ا/ت دید که ا/ت هم خوابیده خلاصه ا/ت رو راست رو کولش و به هیونگ زنگ زد*
...
-هیونگ
×بله
-بیا بالا چندتا ادم هم با خودت بیار ته رو ببرین
×چشم
...
*هیونگ با چند تا ادمای کوک اومد بالا ته رو بردن زندانی کردن داخل اتاق شکنجه و انقد ته رو زدن و اخرش یه تیر خالی کردن داخل مغز ته*
...
×کوک؟
-بله
×ته دیگه مرد
-حله
×ا/ت؟
-ا/ت داخل اتاقش خوابیده
×اها باشه
-تو میتونی بری
×باشه شب خوش
-شب خوش
...
*کوک رفت پیش ا/ت خوابید و صبح شد ساعت 11 بود ا/ت از خواب پاشد و گفت*
...

edamash part²⁴🗿
دیدگاه ها (۱۰)

تهیونگ پرسید: بچه مگه شما کرم دارینکوک و ا/ت: هاالیسا: ببین ...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

تکپارتی جونگ کوک

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط