📚برشی از کتاب

📚برشی از کتاب

مادام مرلو بعد از روماتیسم انگشت‌ها با پیانویش وداع کرد. او معتقد بود شوری که نتوانیم آن را فرو بنشانیم بار خاطر است. باید رهاکردنش را آموخت تا جا برای شور تازه‌ای باز شود.

📕اثر:#همراز
✍🏻نویسنده:#هلن_گرمیون
دیدگاه ها (۰)

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت هشتمساعت نزدیک پنج بود.باران از...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 5 | لطف‌های کوچکصبح روز بعد، ا/ت با عجله وارد ...

007-پنهان در مه - پارت ۷۵

چند پارتی

ا/ت هنوز به پیام سوکجین خیره شده بود.«رسیدی؟»پیام ساده‌ای بو...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_10 فصل پنجم | ک...

{عشق فراموش شده}[P8]یوری خنده ریزی کرد. مرد دهن باز کرد چیزی...

امام خمینی را در خواب دیدم که دوبار به من گفت: تو یوسف می‌شو...

وداع با مرجعی که «مجمع‌البحرین» حوزه‌های نجف و قم بوداستاد خ...

💠 نماز توبه هر یکشنبه 🕌🔹علامه حسن زاده آملی رحمه الله تعالی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط