•دلبر لجباز من • part :۲۶

سر میز داشتیم صبحونه می‌خوردیم که گوشیم زنگ خورد
_الان میام
پدر بود رفتم تو تراس و درو بستم جواب دادم .
_سلام بابا
ب.ک :سلام پسرم خوبی
_مرسی
ب.ک :کوک راستش......
ا.ت ویو :
رفتش بالکن نمیدونم چرا یه حسی داشتم نسبت به زنگی که به کوک زده بودن اما بیخیال صبحونه خوردم .
؛اوم میگم بورام تو چند سالته
/۲۱
؛هوم چه جالب فقط سه سال تفاوت سنی داریم (خنده)
/هه هه هه با نمک نکشیمون
+ای بابا شما دوتاعم هی باهم کل میندازینا (خنده)
داشتیم می‌خندیدیم که کوک اومد خیلی عصبی و کلافه بود
+کوک خ...
_خوبم ول می‌کنی
+من که چیزی نگفتم
_ا.ت (با عصبانیت )
_امروز باید برگردیم کره جنوبی
+چرا ؟
_مشکلی داری ؟
/وا چرا با بچم اینجوری حرف میزنی مگه چیکار کرده
_(پاشد رفت بیرون جونگ سوکم رفت دنبالش )
چرا کوک باهام اینجوری حرف زد میخواستم جلوی گریم رو بگیرم اما نتونستم و زدم زیر گریه
/(بغلش کرد )ا.ت جونم ناراحت نباش اشکال ندارع مردا همشون همینن
+آخه مگه من چیکار کردم یا چی گفتم یکم ادامه میدادم میومد منو میزد (گریه )
/باشه حالا گریه نکن عزیزم شایدم یه دلیلی داشته از کجا می‌دونی
+هر دلیلی هم داشته باشه نباید سر من داد بزنه بابام تا بحال سرم داد نزده چه برسه به این (گریه شدید
کوک ویو :

حمایت بیب 💜🪐
دیدگاه ها (۴)

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

(دلداده) ♡جونگکوک: (گوشی رو جواب داد) الو؟ لارا: کوکیییییی ک...

تکپارتی جونگ کوک

تک پارتی»»»وقتی ات خوابه با جنکوک..معرفی کسایی ک داخل رمان ه...

فرشته مرگ منویو فردا صبح ویو الیناصدای زنگ اومد و از خواب پا...

پارت۳

مافیای من

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

مرد من 2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط