پارت۳

ویو یونگی
دیدم ا.ت داره گریه میکنه بدنش پره کبودی و زخمه رفتم تو
+ی...ون..گ..ی ل..لطفا ن..ن..نزن م..من ... ک..کاری ن..ن..نک..ردم
_باشه عشقم میدونم ماری نکردی اون عکسا الکی بود منه احمق نفهمیدم
+چ..چرا ا..اومد..ی ب..باز..م اومدی
...م..منو ..بز..نی
_نه عشقم آروم باش نیومدم بزنمت
+ب..بچم... ح..حا..لش.‌..خ..وبه
_عشقم بچه سقط شده
+نه ..یونگی....ت.‌تو ک...شتیش ب..برو بیرون
_آروم باش عشقم
بغلش کرد ا.تم با مشت های کوچیک زخمی میزد به سینه ی یونگی
یونگی سعی کرد آرومش کنه بعد نیم ساعت دیگه صدایی نیومد ا.ت رو از خودش جدا کرد
دید خوابیده لبلساش رو عوض کرد دید کل شکمش و پاهاش پر از کبودیه چشماش پر اشک شد
÷ببخشید آقای مین
_بله
÷میگم شاید ایشون تا چند روز لکنت داشته باشن و نتونن درست راه برن
_باشه ممنونم
÷میتونین ببرینشون
_مرسی ممنونم
ا‌ت رو بغل کرد بردش توی ماشین گذاشتش پشت ماشین درازش داد تا بخوابه اشتباهی دستش رفت رو کبودی ا.ت
+آخ
_آخ ببخشید
+ب..برو او...نور

ادامه پارت بعد....
دیدگاه ها (۳)

‌سـ‌رعـ‌تـ‌ی کـ‌ه بـ‌عـ‌ضـ‌یـ‌ا تـ‌و رل زدن دارن مـ‌رحـ‌وم م...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟐| پسرِ کافه‌ی طبقه‌ی دومبعد از آن روز، یونگی را چند با...

P21دامیان،دامیان اروم سرشو اورد نزدیک انیا که بگه که یه دفعه...

ادامه سناریو

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

marry without love

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

سناریو هانما پارت اخر

فاصله یک لبخند تا جنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط