#مافیای زورگو🖤

#مافیای زورگو🖤
#پارت:۵

ویو صبح

+بیدار شدم دیدم کسی پیشم نیست، خواستم بلند شم افتادم روز مین از درد پاهام

_صدای افتادن یچیزی اومد نکنه ات باشه
بدو بدو رفتم دیدم ات

+جیمین(گریه)

_ای وای خوشگلم پاشو قربونت برم بیا بغلم بریم پایین صبحونه بخوریم

+باووشه

_آفرین

ویو راوی

رفتن صبحانه و اینا خوردن و جیمین رفت سرکار

ویو ات

جیمین رفت سر کار دوباره من موندم و عروسکام رفتم عروسک بازی(به کودک درون فعال به این میگن🎀)

داشتم بازی میکردم که زنگ در به صدا اومد  ولش کسی با من کاری نداره که
که یه خانم اومد تو اون .......اون...........
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

پنهان عشق

چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)پارت13جین:جونگکو...

الماس زیبای من ...

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات#part1_ات*اول صب با صدای الارم گوشی بی...

پارت 46🌲 ویو آتآت با خنده گفت:ـ باشه دایی 😂🌿 ویو تهنمی‌دونم ...

پارت 6رمان ✨عشق مدرسه ای✨هیونجین: خب من دوستت دارم. خیلی وقت...

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

پارت ۴ (سرنوشت)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط