چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)
چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)
پارت13
جین:جونگکوک بسه دیگه(عربده)
جونگکوک:نمی خوام بس کنم کی میخواد جلومو بگیره(داد)
بعد جونگکوک میز رو با پاش هول داد و کل وسایل رو میز ریخت و شکست
ویو ات
تو اتاق بودم که صدای داد اومد
ات:اینا چه مرگشونه اهه
رفتم پایین که دیدم یکیشون میز رو پرت کرد زمین و همه وسایل شکستن
شیشه ها تا نزدیک پاهام اومدن و من به هیچی اهمیت ندادم که شیشه ها پاهام رو زخم کنه رفتم جلو
ات:چه مرگته ها من ی دقیقه شما هارو تنها گذاشتم باید این بلا رو سر خونم بیارین(عصبانیت و داد)
از عصبانیت چشام قرمز شده بود
همشون داشتن به پاهام نگاه می کردن
انقدر عصبانی بودم حواسم به پاهام نبود
نگا کردم دیدم خون انقدر غلیظه به سیاه میزنه یکم شروع کرد به سوزش و درد اصلی تازه شروع شد
سعی داشتم بشینم هیچ تکونی نمی تونستم بخورم نمی دونستم واقعا الان چیکار کنم
نگا به بالا سر کردم دیدم همه نگام میکنن حتی اون که تا یکم پیش داشت داد میزد ساکت شده بود
...
پارت13
جین:جونگکوک بسه دیگه(عربده)
جونگکوک:نمی خوام بس کنم کی میخواد جلومو بگیره(داد)
بعد جونگکوک میز رو با پاش هول داد و کل وسایل رو میز ریخت و شکست
ویو ات
تو اتاق بودم که صدای داد اومد
ات:اینا چه مرگشونه اهه
رفتم پایین که دیدم یکیشون میز رو پرت کرد زمین و همه وسایل شکستن
شیشه ها تا نزدیک پاهام اومدن و من به هیچی اهمیت ندادم که شیشه ها پاهام رو زخم کنه رفتم جلو
ات:چه مرگته ها من ی دقیقه شما هارو تنها گذاشتم باید این بلا رو سر خونم بیارین(عصبانیت و داد)
از عصبانیت چشام قرمز شده بود
همشون داشتن به پاهام نگاه می کردن
انقدر عصبانی بودم حواسم به پاهام نبود
نگا کردم دیدم خون انقدر غلیظه به سیاه میزنه یکم شروع کرد به سوزش و درد اصلی تازه شروع شد
سعی داشتم بشینم هیچ تکونی نمی تونستم بخورم نمی دونستم واقعا الان چیکار کنم
نگا به بالا سر کردم دیدم همه نگام میکنن حتی اون که تا یکم پیش داشت داد میزد ساکت شده بود
...
- ۲۲۵
- ۱۴ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط