{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یعنی میشه؟

یعنی میشه؟
یعنی میشه دوباره سرتو بزاری رو پاهام و با موهات بازی کنم؟یعنی میشه دوباره سر همون ساعت بیدار بشیم بِهَم صب بخیر بگیم؟دوباره مثل قدیم حرصتو در بیارم تا یکم بهم اهمیت بدی،بعد مثل بچه ها خودتو لوس کنی،منم قربون صدقت برم و بعد محکم بغلت کنم،دوباره سرمونو بچسبونیم بِهَم بعد زیر چشمی همدیگرو نگاه کنیم و بِم بگی تا آخر میمونی دیگه؟
تو فقط مال منی و همیشه باید باهام باشی،
بعد منم بگم همیشه کنارتم،همیشه ی همیشه
بعد رو به روی دریا بشینیمو سرتو بزاری روی قفسه سینم و راجب زندگی و همچی
حرف بزنیم،کاش میشد،کاش میشد مثل قدیم بودیم،کاش انقد بد نبودی;)،کاش خیانت بلد نبودی،اصلا یادته میخواستیم عروسی کنیم؟برنامه چیده بودیم؟از غدا درست کردن متنفر بودم اما.قول دادم غداهای مورد علاقتو یاد بگیرم :)))
سره قولم موندم با اینکه دیگه نیسی اما من هنوزم دارم غداهای مورد علاقتو یاد میگیرم😍
خدا رو چه دیدی شاید وسط راه پشیمون شدیو برگشتی
لعنتی ما میتونستیم بهترین و شیرین ترین آینده رو بسازیم،ولی تو نخواستی،یجورایی منو نخواستی،منه ساده ی احمق رو که واقعا عاشقت بودم رو نخواستی،فقط میخوام بدونی،
دلم خیلی تنگ شده،نه برای تو،
برای خاطراتمون،صدات،اخمات،رفتارات،
ولی دیگه گذشت...
هرچی بود گذشت،اصلا عشق و عاشقی از ما گذشت..
فقط حیف این عشقی که داره فراموش میشه👐 🏽
دیدگاه ها (۳۱)

خب خب توجه کنید:دلیلی که پارت نزاشتم این چند روز این بود که ...

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨 ★𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟐ویو آنیا منتظر بودم که دیدم کوک با پاس...

#Escape_from_death_April29 #admin_yoki #part5به عکسی که به س...

وقتی بیماری قلبی داشتی و...¹عضو هشتم و مکنه ی گروه بودی..همه...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت سیزدهمویو اتچند هفته از اون روز...

آقا من زنده ام!

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط