{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐓𝐡𝐞 𝐃𝐚𝐲 𝐖𝐞 𝐒𝐰𝐚𝐩𝐩𝐞𝐝 | روزی که جای هم بودیم

𝐓𝐡𝐞 𝐃𝐚𝐲 𝐖𝐞 𝐒𝐰𝐚𝐩𝐩𝐞𝐝 | روزی که جای هم بودیم
𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐

اولین چیزی که فهمیدی این بود که زندگی جیهوپ اصلاً شبیه چیزی نیست که تصور می‌کردی از صبح، گوشی‌..ش بدون توقف زنگ می‌خوردپیام‌ها، تماس‌ها، برنامه‌هایی که باید به اونا می‌رسید و آدم‌هایی که از اون انتظار داشتن مثل همیشه پرانرژی و آماده باشه تو فقط به صفحه‌ی گوشی نگاه می‌کردی و سعی داشتی بفهمی باید به کدوم‌یکی جواب بدی از طرف دیگه جیهوپ توی اتاق تو نشسته بود و با تعجب به دفترها، وسایل شخصی و برنامه‌ی روزانه‌ات نگاه می‌کردهر دو خیلی زود فهمیدین یه مشکل بزرگ‌تر وجود داره هیچ‌کدامتون نمی‌دونستین دقیقاً باید چطور جای هم دیگه زندگی کنین ظهر، وقتی برای اولین بار مجبور شدی یکی از کارهای معمول جیهوپ رو انجام بدی، همه‌چیز به هم ریخت قرار بود فقط چند دقیقه جلوی آینه آماده بشه..ی اما وقتی به خودت نگاه کردی، متوجه شدی حتی حالت ایستادن، حرف زدن و رفتار کردنت هم با او فرق داره برای اولین بار فهمیدی چقدر از زندگی یک نفر دیگه ...عصر، دوباره همدیگر رو دیدین جیهوپ خسته روی صندلی افتاد و تو هم کنارش نشستی چند لحظه هیچ‌کدومتون چیزی نگفتین بعد گوشی‌..ش روشن شد همون شماره‌ی ناشناس

«یک روز کافی نیست‌هنوز دلیلش رو پیدا نکردین»

نگاهت به جیهوپ تلاقی کرداین بار خبری از شوخی نبود اگر قرار بود دوباره به زندگی خودتون برگردین، باید می‌فهمیدین چه کسی این اتفاق رو رقم زده و چرا دقیقاً شما دو نفر رو انتخاب کرده و عجیب‌تر از همه...با گذشت فقط یک روز، دیگه زندگی قبلی‌تون این‌قدر هم براتون غریبه نبود
دیدگاه ها (۰)

یه مرحله‌ از زندگی می رسیکه دیگه نمیگیاگر این اتفاق بیفته چی...

𝐎𝐧𝐞 𝐃𝐚𝐲 𝐌𝐢𝐬𝐬𝐢𝐧𝐠 | یک روز گمشده𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏صبح که چشم‌هات رو باز ک...

✈️ چند روز بیشترپارت ۴ صبح روز بعد، لیا با صدای پیام گوشی از...

𝕯𝖎𝖑𝖊𝖒𝖒𝖆³«پارت فرعی»خسته رو تختت دراز کشیده بودی.مامان و بابا...

پشت لبخند جیمینپارت دومبعد از اون برخورد عجیب توی راهرو، چند...

موضوع وقتی اسمش رو تتو میزنی . **جین:**جین با تعجب پرسید: «ا...

╔═══.·:·.💜.·:·.═══╗🌙 ویو آتچند ثانیه به صفحه‌ی گوشی خیره مون...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم ۱۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط