ویو ات

ویو ات
لباشو گزاش رو لبام
واقعا شکه شده بودم
رو چه حصاب ؟
برای چی ؟
بخواطر رژ؟
چرا من؟
یجور لبا/مو م/ک میزد از مطمعنم رژی برام نموند
بدفعه ب خودم امدمو از سینه پرتش ‌کردم
ات: چه غلطی میکنییی؟
ته: دیگه رنگی برا لبات نموند کم بمال بخودت
ات: ب تو چه چیکارمی مگهه ..
دوست دارم بفهم دوست دارمم
ته: ب .... نمیزارم هر جور میخوای بگردی
ات: ب توووو چهههههه
ته: جرعت داری یبار دیگه اینطوری بام خرف بزن ببین چیکارت میکنمممم
ات: گمشو بابا
حرفمو زدم و ب سمت در خروجی رفتم
ته: هعییی
هیچی نگفتمو خارج شدمم
خب انگار قرارم منتفیه باید برم پیش هیونجین
زنگ زدم بش
هیونجین: الو
ات: اوپا( بغض
هیونجین: سلام ات چیشده صدات..
ات: کجایی .. میام بت میگم( بغض
هیونجین: امدم بیرون نزدیک ی پارکم ادرس میدم بیا
ات: باشه
بد از غط کردن ی پیامک اوندم برام ادرس
بود نزدیک بود پیاده رفتم
وقتی رسیدم رو ی نیمکت نشستم
هیونجین: ات
ات: سلامم( ذوق و بضق
هیونجین اند پیشم نشست
هیونجین: ات چیشده چرا بغض کردی؟
ات:( همه چیو گف از وقتی وارد اون خونه شده تا اتفاقه صبح)
هیونجینن: الان پات خوبه؟
کار دیگه که نکرد بات؟
چرا باید تو خونه اون باشی؟
ات: نمیدوننمممم
دیدگاه ها (۰)

part:6ویو ات اماده شدم ب ادرس رفتم ی خونههه بزرگ که البته ام...

فیک خیانت p¹⁰

۴

ازدواج اجباری♥ p20

شرط پارت بعدی : ۳۰ لایک

ماده اید؟فصل دوم پارت اولادمین ویویک ماه از اتفاقی که سرنوشت...

عشق زخمیp/⁹

Kiis mep 17 ویو کوک : صبح با صدای گریه ی ات بلند شدم دیدم شک...

عشق‌یهویی²ات ـ بدو بریمممتهیونگ‌ویورفتن..منم راهمو کشیدمو رف...

میری دندون پزشکی و ته بهت قول دادع ک درد ندارععلامت ها|تهیون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط