{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همیشه آخرین

همیشه آخرین
"سطر برایش می‌‌نوشتم "
روزی بیا که برایِ آمدن دیر نشده باشد
" می‌ نوشتم "
روزی بیا که هنوز دوستت داشته باشم که هنوز دوستم داشته باشی‌
می‌ نوشتم 
در نبودنت به تمام ذرات زندگی‌ کافر شده ام جز ایمانِ به بازگشتِ تو 
امروز می‌‌نویسم 
یقینا آمده است ولی‌ روزی که من از هراسِ دیوار ها خانه را که نه 
خودم را ترک کرده بودم .
دیدگاه ها (۱۰)

سلام بچها من تصادف کردم امروز با متور داغونم

یکی بود یکی نبود اون که بود من بودم اون که نبود تو بودی یکی ...

چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که یبار زیر ...

عادت دارم هر روز جایِ انگشــتانم را از روی شیشـه یِ مانیتور ...

و دوباره دست به نوشتن برداشتم، چیزی که براش به دنیا اومده بو...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

دنیا برایش متوقف شد.لب‌هایش لرزید.— «نه...»صدایش شکست.— «نه،...

.....پارت پنجم.....

ولی من دخترت بودم، بابا... 🥀باران شدیدی می‌بارید.دختر جوان پ...

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃𝟽 | آخرین نتدو سال گذشت.دو سال از روزی که ا/ت برای...

my snow ❄#my_snowPT32سال‌ها قبل: =یونهو!در رو محکم باز می‌کن...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷⓿وقتی انسان آموخت که چگونه با رنج هایشتنها بماند...

یعنی -واقیعت-داره -یا رویاست؟؟P9آنیا داشت می‌رفت سمته کلاس ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط