نگاه نفرت انگیز

نگاه نفرت انگیز

,, Hateful look ,,


𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟓



سه روز گذشته بود و جونگکوک حرفی با دخترک داشت

جونگکوک : خب بانوی جوان باهاتون حرفی داشتم
اول از همه فکر نکنی سکوت می کنی خودتو تو دلم جا می کنی
دوم از همه انقدر ریلکس نباش از آدمای ریلکس زیاد خوشم نمیاد
سوم از همه نکنه از ازدواج با من خوشحالی و منو دوست داری که نظر نمی دادی
چهارم از همه .......
الیزابت: جئون از خدا نگذر
بزار منم حرفامو بزنم
الو از همه من هرگز با کسی که فقط با درخواست پدربزرگم باهاش نامزدم مجنونی نمی کنم
دوم از همه مثل شما هم خوب نیست برای یک دختر احترام وقارشه
سوم از همه من حاضرم با یک فرد عادی ازدواج کنم اما با تو نه
چهار از همه از دیدنت نفرتم میگیره از چشمات نفرتم میگیره و تو هیچ حقی نداری تو زندگی من دخالت کنی
جونگکوک: دختره خود سر تو الان اسمت به نام منه هر غلطی کنی به نام من ثبت میشه پس حرف اضافی نزن و فقط همراهی کن (با داد)
الیزابت: واقعا برات متاسفم جئون که درست تربیت نشدی

پسر شاهی منم دختر شاهم اشراف زاده ای منم اشراف زاده ام پس تو هیچ حقی نداری که دخالت کنی

~الیزابت صحنه رو ترک کرد و به این فکر می کرد که چطور جئون سرش داد زده بود و نگاه نفرت انگیز آغاز شد
دیدگاه ها (۱)

Why Did I Fall in Love with You? | P¹⁰روز عروسیدوهی با لباس ...

عروس فراریp²جونگکوک: اسمت چیه؟ا.ت: چه اهمیتی داره؟یکی از نگه...

the first lie

پارت نهم ویو ات +۰ داشتم با دخترا درباره این وضعیت فاکی حرف ...

#درخواستی«همسرِ میلیاردر»part_2هفته‌ی اول ازدواجت، تقریباً ه...

Heir of Light and Darknesspart : 2پس از ده دقیقه تهیونگ از ا...

HATE TO LOVE¹⁸(ویو:رز)+:تو...تو حق نداری برای من تعیین تکلیف...

🍷 شراب قرمزقسمت چهارم: صدای پشت دررینا تمام شب نتوانست بخواب...

Why Did I Fall in Love with You? P¹⁵ | ویو خونهدوهی با عصبان...

part ²با اون شخص یهو بدنم لرزید.اون جونگکوک بود!!!ولش بک به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط