{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هوا آلوده است. پر گرد، پر غبار. ما هم البته مجبوریم تمام

هوا آلوده است. پر گرد، پر غبار. ما هم البته مجبوریم تمام آن هوا را نفس می کشیم و آلودگی و غبارش را در ریه هایمان جا می گذاریم. بعضی آدم ها هم همین طور اند. از بس غر می زنند و ناله می کنند پر از گرد و غبار اند. خاک آلود اند. گِلی اند. حرف هایشان، فکر هایشان، حتی سلام و احوال پرسی شان شفاف نیست. گاهی که به دنیایت راهشان می دهی، می آیند، یک دنیا حرف و شکایت برایت می آورند. با کفش های گِلی، با لباس های خاک آلود، با هوایی که نفست را سنگین می کند، همه جا می چرخند و وقتی حسابی گرد و خاکشان را توی حیاط دلت تکاندند گِل کفش هایشان را روی اعصابت جا گذاشتند و شیشه ی نگاهت را سایه انداختند، می گذارند و می روند. آن وقت تو می مانی و یک دل پر از گرد و خاک و گِل که نمی دانی از کدام پنجره بیرون بریزی شان و با کدام باران تطهیر شان کنی. چاره ای نیست. فقط می شود دعا کرد هوا پاک تر از این شود و آن آدم ها زلال تر و اینکه خودمان هم گرد و غبار نباشیم برای دل دیگران...
دیدگاه ها (۱)

):''''

بگذار سر به سينه ی من تا بگويمتاندوه چيست، عشق كدامست، غم کج...

چه بی قرار می خواهمت. چه نا شکیب می خوانمت. طنین بی صدای فری...

دقیقه های کش دار و بی حوصله. ساعت های سنگین و بی رمق. هیاهوی...

در روزگاری که آینه‌ها هم گاهی غبارِ خودخواهی را پس نمی‌دهند،...

خاطراتِ معلق در نور

دلم لحظه ای درنگ میخواهد ایستادن میخواهد دمی نفس کشیدن میخوا...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت دوم: تلاقیِ نگاه‌های سرنوشت‌...

time P5پروانه ای کوچک و سفید که در تضاد کامل با سیاهی های آن...

🧁 پارت هجدهم | اعتراف زیر نور ستاره‌هابعد از پایان مراسم، بی...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت نهم: پژواکِ سکوتِ سردسالنِ ق...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش اول_ "تا بر تو نظر کردم ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط