عشق شیرین

عشق شیرین
پارت 1
اهههههه بازم با صدای کوفتی آلارم گوشیم از خواب بیدار شدم چشمامو مالیدم گوشیم رو برداشتم چکش کردم ک در اتاقم زده شد و ریوجین اومد داخل

ریوجین:از خواب بیدار شدی سر رو تو گوشی کردی! پاشو بیا صبحونه کوفت کن

سوجین:باش ت برو منم الان میام

ریوجین رفت منم بلند شدم رفتم دستشویی کارای لازم رو کردم و صبحونم رو خوردم موهامو بالا دم اسبی بستم لباسم رو پوشیدمو کیفم رو زدم بشت کولم و از خونه زدم بیرون چون راه خونه تا مدرسه خیلی نبود برا همین با پا میرفتم............... رسیدم مدرسه رفتم تو کلاس کیفم رو گذاشتم جی وو اومد صبح بخیر گفت و طولی نکشید ک دخترا شروع ب جیغ زدن کردن و پسرا هم دهنشون عین چی باز بود البته این رفتار های احمقانشون عجیب نبود عادت کرده بودم حتما بازم جونگ وو و اون دوست دختر هرزش اومدن
خواستم برم تو حیاط ک اشتباهی خوردم ب کیم مینجی دوست دختر جونگ وو

یهو صدای لعنتیش در اومد

مینجی:هوی دختره ی روانی حواست کجاس

سوجین:اولا روانی خودتی دومن اشتباهی خوردم بت و حواست ب حرف زدنت باشه
ی دفعه یکی از دخترای عوضی مدرسه اومد گفت من دیدم از عمد زدی بش
خواستم برم جرش بدم ک زنگ کلاس خورد و همه رفتن سر کلاسای خودشون
معلم اومد سرکلاس و همون وراجی های همیشگیش..................زنگ تفریح خورد منو جی وو رفتیم یچیزی بخوریم ک یکی ظرف غذای منو ریخت رو زمین کی میتونه باشه جز مینجی
همه داشتن ب ما نگاه میکردن اون دوست پسر بی عرضشم نشسته بود سر جاش ب ما نگاه میکرد ک من لیوان آب رو برداشتم و ریختم رو مینجی

سوجین:دختره ی عوضی اگ بابات مدیر و صاحب مدرسس دلیل نمیشه برا همه قلدری کنی
هنوز حرفام تموم نشده بود ک زد تو صورتم

مینجی:ب ت چ هرکاری دلم میخواد میکنم ت چیکاره ای

خواسم مینجی رو بزنم ک یکی دستم رو گرفت اون....

اینم از پارت اول اولین رمانم بود پس خیلی انتظار نداشته باشید و اگ خوشتون اومد حتما حتما تو کامنتا بگید ک پارت بعد رو بزارم و اگ نگید هم نمیزارم چون فک میکنم خوشتون نیومده🌚
دیدگاه ها (۱)

crazy spies | P¹-ایییی..هق..ت-تروخدا ب-بذار بر..-دهنتو ببندو...

رمان هکر کوچولوی من پارت چهارم

تک پارتی»»»وقتی ات خوابه با جنکوک..معرفی کسایی ک داخل رمان ه...

P3ویو کیسوکه:از اتاق اومد بیرون از اونجایی ک من تو خونه زیاد...

پارت۳

🌸 پارت ۲۹ — ویو آت 🌧️با چشم‌های پر از اشک از مدرسه بیرون اوم...

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

عشق بی پایان

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

Love youپارت دوازدهمسرم بدجور درد میکرد بزور چشمامو باز کردم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط