{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P3

P3
ویو کیسوکه:
از اتاق اومد بیرون از اونجایی ک من تو خونه زیاد با شلوار نیستم زیاد شلوار خونگی نمیخرم و بجاش شلوارک میخرم ، ی تیشرت کرمی و ی شلوارک مشکی تنش بود بدنش بلوری و سفید بود واقعا بی نقصه ولی نمیدونم چرا ناراحت ب نظر میرسید


ویو چیفویو:
از تاق اومدم بیرون و دیدم کیسوکه رو من زوم کرده و داره سر تا پام رو برانداز میکنه اهمیتی ندادم و رفتم نشستم و تلوزیون رو روشن کردم ی فیلم جنایی پیدا کردم و داشتم نگا میکردم ک کیسوکه اومد کنارم نشست و دستشو انداخت دور گردنم و سرمو ب خودش تکیه داد بهش با تعجب نگاه کردم متوجه شد و
کیسوکه. ادامه فیلم رو نگا کن
چیزی نگفتم و تو همون حالت داشتم فیلم میدیدم ک حس کردم دارم هیت میشم بلند شدم رفتم سرویس فهمیدم بله درست حس میکردم اومدم بیرون و رفتم تو اتاق تا قرص ضد هیتم رو بردارم و بخورم ک وقتی برگشتم دیدم کیسوکه تو چهار چوب در وایستاده ترسیدم ولی ب روی خودم نیاوردم خواستم از کنارش رد شم اما نذاشت
کیسوکه. چیزی شده بهم نمیگی؟
چیفویو. نه
کیسوکه. پس نمیخوای بگی چیشده
چیفویو. چیزی نشده ک بخوام بگم
کیسوکه. چرا شده
چیفویو. نه
کیسوکه. اگه نشده پس اون قرص دستت چیه ؟
چیفویو. ب تو چه ؟ چرا تو همه کارای من سرک میکشی ؟ تازه ی روز از آشنا شدن ما نگذشته ک تو این طوری رفتار میکنی چته تو ؟ بس کن دگ ( با داد )
کیسوکه. صداتو پایین بیار ( کمی داد )
چیفویو. نمی خوام (با صدای بلند تر)
کیسوکه. ک اینطور پس تو همین اتاق تا چند وقت حبس میشی تا بفهمی نباید از حرف من سر پیچی کنی
رفت و در رو از پشت قفل کرد داشتم با دست و پا ب در میکوبیدم و میخواستم ک در رو باز کنه اما انگار هیچ کس توی خونه نیست پس دست از تلاش برداشتم و قرص رو خوردم و ی گوشه اتاق نشستم و بعد از اشک ریختن پلکام سنگین شد و سیاهی ...

ویو کیسوکه:
بعد از یکم داد و بیداد دگ صدایی ازش نیومد نگرانش شدم و رفتم در رو باز کردم ک دیدم رنگش پریده و چشاش ورم کرده و تو حالت نشسته خوابیده ، گذاشتمش رو تخت و روش پتو انداختم و از اتاق بیرون اومدم و در رو باز هم قفل کردم و رفتم و رو کاناپه دراز کشیدم بعد یکم پلکام سنگین شدن و سیاهی...
« فلش بک ب صبح ساعت 8 »
ویو کیسوکه:
بیدار شدم رفتم تو اتاقی ک چیفویو اونجا بود در رو باز کردم هنوز بیدار نشده بود رفتم حموم و ی دوش ۲۰ مینی گرفتم و اومدم بیرون و چون هیت شده بودم قرص زد هیت خوردم و رفتم و در اتاق چیفویو رو باز کردم و باز گذاشتم رفتم صبحونه درست کردم و میز رو چیدم ک دیدم چیفویو هم از خواب بیدار شده خیلی بی اهمیت ب من رفت سرویس اومد بیرون و اومد سمت من
رنگ صورتش مثل گچ سفید بود ، چشماش ورم کرده و قرمز شده بود ، گونه هاش سرخ شده بودن و معلوم از سر تب داشتن نه چیز دیگه
چیفویو. قرص زد هیت داری ؟
وقتی این سوال رو پرسید تعجب کردم
کیسوکه. آره ، چطور ؟
چیفویو. ی دونه میخوام
کیسوکه. میخوای چیکار ؟
چیفویو. بخورم
کیسوکه. ک چی ؟
چیفویو. تو چرا اینقدر نفهمی قرص زد هیت رو چ زمانی میخورن نمیدونی ؟
کیسوکه. میدونم و میفهمم ولی ی چیزی هست ک باید بدونی
چیفویو. چی رو باید بدونم ؟
کیسوکه. باید بدونی ک تو ... چطوری بگم .. امممم .. جفت منی .
چیفویو. چی ؟ منظورت چیه ک ما با هم جفتیم ؟ من بمیرم هم با تو رابطه نمیگیرم
کیسوکه. خب منظور من این بود ک چون کنار جفتت هستی زود زود هیت میشی
چیفویو. آها پس تو چجور جفتی هستی ک کنار منی ولی هیت نمیشی ؟
کیسوکه. منم هیت شدم اما قرص خوردم
چیفویو. ب من چ اصلا هیت شدی یا نشدی . قرص بده حوصله ندارم ( the good Ending )
کیسوکه. خب با قرص ب خودت و گرگت آسیب میزنی
چیفویو. من دوست دارم آسیب ببینم ب تو چه ؟
کیسوکه. باشه ولی تا شب اثر قرص میره
چیفویو. اشکال نداره
کیسوکه. خب تو دوست داری آسیب ببینی و ب گرگت آسیب بزنی اما من دوست ندارم
چیفویو. خیال نکن تا اون موقع اینجا میمونم
کیسوکه. خیال میکنم ، چون بدون اجازه من جایی نمیری
چیفویو. اوروسه باکا
و رفت تو اتاق ...


خب بروبچ منتظر پارت بعدی باشید 🥲
لایک و کامنت فراموشتون نشه 😘👋🏻
دیدگاه ها (۰)

P4ویو چیفویو:نمیدونم چرا از وقتی فهمیده امگا ام و یا بهتر بگ...

بروبچ خواستم بگم وقتی میبینم ازم حمایت میکنید و از نوشته هام...

P2« فلش بک ب ساعت ۷ شب »ویو کیسوکه:خونه رو مرتب کردم و رفتم ...

تولدت مبارک جونگکوکی ❤امروز روزیه ک تو ب دنیا اومدی و دلیل خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط