طرف میگه دیگه خدارو قبول ندارم.!!میگم چرا؟میگه دختره ولم

طرف میگه دیگه خدارو قبول ندارم.!!میگم چرا؟میگه دختره ولم کرده!!!اونوقت یکی میره تو سطل آشغال کارتون جمع میکنه،اون یکی با چشمای نابینا نقاشی میکشه،یکیم شبا تو آشغالای ساندویچی شکمشو سیر میکنه و همشونم میگن خدایا شکرت...!!!

عمیقا شرمنده خدا میشم وقتی بعد از مدتها نمازی میخونم که،فقط میخوام در آخر چیزی ازش طلب کنم و شرمنده تر وقتی میبینم هیچوقت بهم نه نمیگه...!!!

دوس دارم یه روز آره فقط یه روز دنیا رو از نگاه مادری ببینم که هر بسته قرص کودک سرطانیش 2 میلیون تومنه شوهرش یه کارگر سادس ولی ایمانش یه دریاس میخوام ببینم خدای اون چه شکلیه ک اینجوری عاشقشه...!!!

خدایا درخواست زیادی است میدانم اما...!!خواهش میکنم هر روز یادم بیاور که در مسند قضاوت نیستم حتی در مورد دخترک بد حجاب کنار خیابان...!!!

خدایا میدانم چقدر خطا کارم ولی پدرم میگفت تو خیلی مهربونی..!نمیخوای بگی که پدرم دروغ میگه...!!!؟
دیدگاه ها (۴)

فصل اول قسمت دوم این قسمت: خیابان تاریک و بارانی جهان زیرین...

ببینید تو این پست میتونید هر سوالی داستین بپرسین و هر درخواس...

Love&HateP.7 #ما یه تصمیمی گرفتیم برای یکی شدن و بهبود شرایط...

من امده ام وای وایهیهیهیهی🗣(ساعت ۷:۳۵ دقیقه کلاس۳)در حالی هم...

اسم داستان: تاریکی درون لوسینپارت: 1لوسین داشت تو جهنم قدم م...

Chapter 12"*frozen*_ پرنسس پاشو دیگه الانه که از نبودت بزنم ...

روباه کوچولوی من پارت دو 😣꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو دازای داشت گر...

نام رمان (عشق میان ما

میزوکی پا میشه میشینه یه زانو جمع کرده و اون یکی پاشم درازه ...

پارت ۱۵یونا:اینجا‌وایسین تا من رمز رو بزنم بعدم بریم داخل جو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط