{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خار خندید

خار خندید

و به گل گفت:

"سلام"


و جوابی نشنید...


خار رنجید،
ولی هیچ نگفت !!



ساعتی چند گذشت...


گل، چه زیبا شده بود!


دست بی رحمی، نزدیک آمد...


گل، سراسیمه ز وحشت افسرد!


لیک،
آن خار،
درآن دست خزید

و گل از مرگ رهید!


صبح فردا که رسید،

خار،
با شبنمی از خواب پرید...



گل،
صمیمانه به او گفت :

"سلام"


گل، اگر خار نداشت ،

دل، اگر بی غم بود،

اگر از بهر کبوتر، قفسی تنگ نبود،

"زندگی، عشق ، اسارت ، قهر و آشتی "

" همه بی معنا بود! "
دیدگاه ها (۷)

دارم توی این صفحه می پوسم...!!!

غریبه ای...!!

من زنده ام به شایعه ها اعتماد نکن...

بابا همیشه باباست حتی اگه نباشه...!

خارخندید و به گل گفت:"سلام"و جوابی نشنید...خار رنجید ولی هیچ...

خارخنديد و به گل گفت:"سلام"و جوابي نشنيد...خار رنجيد ولي هيچ...

خارخنديد و به گل گفت:"سلام"و جوابي نشنيد...خار رنجيد ولي هيچ...

خار خندید و به گل گفت:"سلام" و جوابی نشنید... خار رنجید،ولی ...

خارخنديد و به گل گفت:"سلام"و جوابي نشنيد...خار رنجيد ولي هيچ...

خارخنديد و به گل گفت:"سلام"و جوابي نشنيد...خار رنجيد ولي هيچ...

خارخنديد و به گل گفت:"سلام"و جوابي نشنيد...خار رنجيد ولي هيچ...

خار خندید و به گل گفت سلام و جوابی نشنید خار رنجید ولی هیچ ن...

خار خندید و به گل گفت سلامو جوابی نشنیدخار رنجید ولی هیچ نگف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط