{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خارخنديد و به گل گفت:"سلام"

خارخنديد و به گل گفت:"سلام"
و جوابي نشنيد...
خار رنجيد ولي هيچ نگفت !!
ساعتي چندگذشت...
گل؛چه زيباشده بود ،،
دست بي رحمي،نزديک آمد...
گل؛سراسيمه ز وحشت افسرد !!
ليک؛آن خار،درآن دست خزيد..و گل ازمرگ رهيد..
صبح فردا که رسيد ،،
خار،با شبنمي ازخواب پريد...
گل ؛صميمانه به اوگفت :"سلام"
گل ؛اگر خار نداشت ،،
دل ؛اگر بي غم بود ،،
اگر از بهر کبوتر،قفسي تنگ نبود ،،
"زندگي، عشق ، اسارت ، قهر و آشتي "
" همه بي معنابود "
دیدگاه ها (۶)

★☆★☆★☆☆★☆★☆★کاش میشدزندگی تکرارداشت....لااقل تکرار را یکبارد...

"... اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم ...

در دنيايي كه روزي روح خودم، مرا ترك ميكند،انتظار ماندن از دي...

دل به هر کس مسپار!!!!گرچه عاشق باشد!!حکم دلداری فقط٬ عشق که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط