عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

فرصت خوبی بود تا خودم را برای پریسا لوس کنم
برای پریسا تعریف کردم
 وقتی کلاس تمام شد به دوتا از همشهری هایم گفتم یک تاکسی بگیرید و منتظر من باشید گفتند مقصد ؟ گفتم در تاکسی میگویم ان پسر را پیدا کردم گفتم چند دقیقه کار واجب دارم ی عرض خصوصیه ؟ گفت در خدمتم
از دانشگاه بیرون امدیم نزدیک تاکسی بدون مقدمه پیراهنش را پاره کردم و یک سیلی زدم هاج و واج نگاهم کرد کاملا شوکه شده بود باورش نمی شد در دانشگاه و اینطور کتک کاری چون ترم اول بود درست یکدیکر را نمیشناختیم دوباره سیلی زدم که یقه ام را گرفت و پیراهنم را پاره کرد خلاصه کنم دهانش را گرفتم و گفتم اون خانم صورتی از اقوام نزدیک ماست تو گوه میخوری بخواهی ×××× کنی ...دوباره اگر خرفی بشنوم با دوستانم  خونت را میریزم و دیه میدهیم  از دماغش خون میچکید که سوار تاکسی شدیم و به راننده گفتیم هر کحا دوست داری برو
....
نگاه مشتاق و پر تحسین پریسا تنها سرمایه ام بود پرسید
سیاوش به خاطر من اینطور دعوا کردی فکر نکردی برات درد سر میشه ؟  از کنار پریسا بلند شدم رو برویش روی زمین نشستم و گفتم پریسا باور کن از روز ثبت نام تا الان جز تو ندیدم و به چیزی فکر نکردم  موقع دعوا هم فقط تو را دیدم ... پریسا گفت پس ازاده چی بود ؟ گفتم وقتی شنیدم شوهرداری برای تخلیه روانی به سراغ ازاده رفتم شنیده بودم در دبیرستان با ازاده بودی و میدانی که دوست پسردارد و قرار ازدواج ...
پریسا دستانم را گرفت و گفت یک تهمت چطور باعث‌شد ازاده وارد ذهن و زندگی  ما بشه ... دقت کردی تا الان همه ناراحتی های ما به آزاده مربوط بوده ...
دیدگاه ها (۵)

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : twenty ویوی تهیونگ :از اینکه جون...

سرنوشت پارت(۱۰)اون میدونه که دیگه دختر نیستی(پوزخند)جونکوک خ...

پارت ۲ ویو ا.ت با صدای مزخرف زنگ گوشیم از خواب بلند شدم چند ...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

Forbidden love⑤دو ماه بعدرینا: ا/تا/ت: جانمرینا: امروز با اس...

رمان اسیر خان پارت بیستم ۲۰

HATE TO LOVE¹⁸(ویو:رز)+:تو...تو حق نداری برای من تعیین تکلیف...

انتقام در لباس عشق:)پارت 1(ویو جونگ کوک)(فلش‌بک به پنج سال آ...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p36ویو ا.تکنار تخت نشسته...

Eight

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط