{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی از دلتنگی زیاد...غر غر میکنم!

گاهی از دلتنگی زیاد...غر غر میکنم!
او فکر میکند من باز هم عصبی شده ام...
میگوید:باز شروع کردی؟
خودم هم نمیدانم چرا گاهی انقدر او را آزار میدهم که دلخور میشود و ساعت ها بی خبری میکشم...
میدانی!
دلم بودنش را میخواهد نه در صفحه ای چند اینچی و با چند استیکر عاشقانه...
بودنش را در کنارم میخواهم دستانش را در دستانم،تنم آغوش گرمش را میطلبد...دل کوچکم گاه بهانه های بیخود میگیرد...مثلا دلم همین حالا در همین ساعت میخواد او را محکم به آغوش بکشد...آغوشت را از کجا بیاورم؟
دیدگاه ها (۵)

نمیبخشمت p.22

گاهی از دلتنگی زیاد...غر غر میکنم!او فکر میکند من باز هم عصب...

نمیتوانم چشمانم را به آغوش خواب بِسِپارم..اغوشش ، گرم نیست.....

نیمه های شب استبا صدای ضعیفی از آهنگی دلنشین بیدار میشومصدا ...

نیمه های شب استبا صدای ضعیفی از آهنگی دلنشین بیدار میشومصدا ...

#متن_خودم #یک_خاطره_ی_بیاد_ماندنی #قسمت_دوماز مرامم آن هم در...

نیمه های شب استبا صدای ضعیفی از آهنگی دلنشین بیدار میشومصدا ...

نیمه های شب استبا صدای ضعیفی از آهنگی دلنشین بیدار میشومصدا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط