{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزگارم چرخید و من اسیره دردهاشدم توی بدبیاری ها راهی زند

روزگارم چرخید و من اسیره دردهاشدم توی بدبیاری ها راهی زندان شدم
خلاصه ای روزگار خنجرت رو به من زدی اماکسی نفهمید که چرا به من زدی.
دیدگاه ها (۳)

نگومرانمی خواهی منی که بپایت نشستم وباهمه کس ساختمنگومرانمی ...

خواهم که دراین غمکده آرام بمیرم گمنام سفرکنم وگمنام بمیرمخوا...

گفتم توچرادورتراز خواب وسرابیگفتی که منم باتو ولیکن توندامی ...

زخمی ترازهمیشه ازدردودل سپردن

شلامممممم خب بچه ها من خیلیییی وقته که نیومده بودم ویس و فک ...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم )

پارت ۴۰

شاهکاری به نام دروغ

کارما

Novel panleo ♡ #part⁶¹ ♡『 paniz 』نگاهی به آینه‌‌ی آسانسور کر...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²⁹ویو: اتدر که بسته شد، چند ثانیه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط