..

..
..
تقدیم به شهدای غواص
پشت خدا تو عرش می لرزه
دست یه مردو وقتی می بندن
اونجا که نامردای بی احساس
به دست های بسته می خندن
جونم! بگو کی دستتو بسته؟
دستای کی زنده به گورت کرد؟
یاد کدوم مظلوم بودی که
بغضاش آروم و صبورت کرد؟

گاهی برای مرگ یه ماهی
از آب خارج بودنش بسه
گاهی برا دست یه زندونی
باب الحوائج بودنش بسه
گردان غواصای مروارید
با کوله بار درد برگشته
تو نوجووووووون بودی که می رفتی
حالا یه گردان مرد برگشته
شهرو شناسایی کن و برگرد
این شهر زیر درد مدفونه
ما رو تفحص کن از این دنیا
یادت رو برگردون به این خونه
تو زنده ای و شهر لبریزه
از آدمای مرده و خسته
باب الحوائج باش و زنده م کن
دست تو بازه... دست من بسته "حسین متولیان"

خوش آمدید پاره تن مادرهای این خاک... خوش آمدید از سفر سی ساله تان... بگذارید لب هایم را روی دست های تان جا بگذارم...
این شعر را نذر شما ۱۷۵ نفر کردم که تضمین کنید لبخند "او" را... حتی اگر من نبودم! می دانم که برای خدا خیلی عزیز شده اید... ..
#سلام_بر١٧٥غواص_شهید
#پیامی_آورده_اند
دیدگاه ها (۳)

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

قربون چشمات برم که این‌همه دلتنگشم… 🥹❤️کاش می‌دونستی نبودنت ...

#زندگی #شکست #تجربه #امید #رشد #آگاهی #آگاهی_بخشی#متن #حرف #...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۲۷رویاوقتی رسیدم قصر، هنوز گیج خوا...

پارت ۱۰

بافت شال مبل یا حتی پتو ...به نظرتون قشنگ شده؟تو بودی این شا...

یعنی واقعا باید با #روسیه و #چین چیکار کنیم ؟!بزنیم تو دهنشو...

وقتی که ازشون میخوایم بند کفشمونو ببندن

**پارت ۱۷**ساعت‌ها مثلِ یه مِـل در حالِ کش اومدن، از سرِ گذش...

🖤 پارت ۳۴ | «نقطه‌ضعف»لانا به پدرش خیره شد.— «تو از اول می‌د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط