{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شخصی مادر پیرش را در زنبیلی میگذاشت و هرجا که می رفت با

شخصی مادر پیرش را در زنبیلی میگذاشت و هرجا که می رفت با خود میبرد. روزی حضرت عیسی او را دید و فرمود:آن زن کیست؟
گفت این زن مادرم است.او مرا بزرگ کرده است و به گردن من حق دارد و من تا آخر عمرش او را به دوشم میگیرم تا مهرش را پاسخ گفته باشم.
حضرت عیسی فرمود : او را شوهر بده و خود را رها کن.
شخص گفت : پیر و علیل است و قادر به حرکت نیست.
پیرزن دستش را از زنبیل بیرون آورد و بر سر پسرش زد و گفت:
اخه نکبت ! تو بهتر می فهمی یا پیغمبر خدا؟
دیدگاه ها (۱)

http://itplus.vcp.ir/page-pish-57720.htmlبا انگشت ضربه بزن ب...

مهدی

شهادت امام موسی بن جعفر ع را بر عموم شیعیان تسلیت عرض میکنم ...

مهدی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط