{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فرشته ی من

فرشته ی من


ویو رزی
صدای جیمین از پشت سرم اومد
که گفت
جیمین:اینارو چقد صمیمی شدن
رزی:وووییی ....ترسیدم میای یه صدا در بیار
جیمین:خیلی خب دیگه...بریم
رزی:باشه
دنبال جیمین رفتن و سوار ماشین شدیم
رزی:الان میدونی کجا بریم
جیمین:میریم جایی که قبلا اون اونجا بود
رزی:اگه اونجا نبود چی؟
جیمین:بلاخره پیداش میکنیم هیچ چیزی برای من غیر ممکن نیس مثل اینکه یادو رفته من مافیام اونم نه معمولیش قدرتمند ترین مافیای مرد
رزی:خیل خب حالا ....هی بلده بگه من قویم
در ضمن مثل اینکه تو یادت رفته همین مثلا بزرگ ترین مافیا به دست من یه بار جوجه شده
جیمین:تو هم حالا یه بار منو جوجه کردی دیگه ولم نمیکنی
رزی:ایششش از تو بهترم
جیمین:هوففف...قدش انقده🤏ولی زبونش اندازه این جادس.
رزی:(زبون در اوارد)
جییمن:بفرا ببینید چقد مودبه
رزی:حالا وو خودت با تربیتی
جیمین:از تو بهترم
رزی:نخیر
جیمین:آره
رزی:نه
جیمین؛ارههه
رزی:نوووووووووووو
جیمین:باشه بابا کر شدم
رزی:اخیش برندا شدم
جیمین:مگه مسابقه بود
رزی:برا من بود حالا هم حواست به رانندگیت باشه نخوریم تو درخت چپول شیم
جیمین:نمیخواد نگران چپول شدن باشی حواسم هست
رزی:بیشتر حواست باشه خیلی بیشتر
جیمین:ایییی..خدایییاا منو انگور کن
رزی:میخوای من تبدیلت کنن به انگور
جیمین:هعی...نههه لازم نکرده
رزی(ساکت شد صورتشو به معنای قهر اونور گرفت ولی جیمین متوجه نشد)


ویو جیمین
دیگه ساکت شد منم به رانندگیم ادامه دادم
ولی عجیبه که چیزی نگفت این همیشه با زبونش ادم میخوره ولی بیخیال حتما خسته شده


یک ساعت بعد
رسیدیم جلوی اون خونه ی کوچیکی که اون طلعت اونجا بود
ماشین رو جای خوبی پارک کردم برگشتم سمت رزی دیدیم....ادامه دارد


اسلاید دو لباس رزی برای بیرون
اسلاید سه لباس جیمین برای بیرون
دیدگاه ها (۲)

فرشته ی من🤍🧚‍♂️ویو جیمیندیدم خیلی کیوت خوابیده بهتره بیدارش ...

فرشته منویو جیمینحالت تهوع شدیدی داشتم وقت بود بالا بیارم رف...

فرشته ی منویو رزی یه سمت پله ها رفتم دیدم لیا هم بدو بدو دار...

فرشته ی منویو جیمیناز میاشین رفتم پایین لیا و رزی هم پشت سر ...

my neighbour's friend:part7ویو یونگی:وقتی خواستم به اون جنده...

Iove and the moonPart33ویو فردا صبح کوک: یونا عشقم  بیدارشو ...

فیک مافیاهاپارت ۲۹کوک: ته ته..ته: جانم عزیزکمکوک: میگم میشه ...

Part:2۷ات سرش رو چرخوند سمت صدا که دید برادرش بود(انتظار داش...

فیک مافیاهاپارت ۳۰ویو فردا صبح ته: بلند شدم کوک تو بغلم بودش...

پشت لبخند جیمین پارت ششمچند ثانیه بعد از حرف جیمین، هنوز همو...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁶ویو میکا_____فردا شب _...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط