Adele.set fire
Adele.set fire
گذاشتم قلبم سقوط کنه
ودر حالی که داشت سقوط میکرد تو بلند شدی تا فتحش کنی
همه جا تاریک بود و من به آخر خط رسیده بودم
تا اینکه تو منو بوسیدی ونجاتم دادی
دستهای من قوی ان
اما زانوانم اونقدر قوی نبودن
تا بتونم توی اغوشت محکم باشم
وبه پات نیفتم
اما یه چیزی رو در مورد تو هیچوقت نمیدونسنم... هیچوقت. نمیدونسنم
هر چیزی که گفتی هیچوقت راست نبود... هیچوقت راست نبود
وبا این بازی هایی که در میاری تو همیشه برنده ای... همیشه برنده ای
اما من باران رو به آتش کشیدم
وبارشش رو در حالی که صورتت رو نوازش میکردم میدیدم
بذار باران مشتعل بشه در حالی که من گریه میکنم
چون من شنیدم !باران داشت اسم تو رو,فریاد میزد...اسم تو
وقتی با توام
میتونستم اونجا بمونم وچشمامو ببندم
وبرای همیشه تو رو کنار خودم احساس کنم
من وتو با هم هستیم و هیچ چیز بهتر از این نیست
اما یه چیزی رو در مورد تو هیچوقت نمیدونسنم هیچوقت نمیدونسنم
هر چیزی که گفتی هیچوقت راست نبود هیچوقت راست نبود
وبا این بازی هایی که در میاری تو همیشه برنده ای همیشه برنده ای
اما من باران رو به آتش کشیدم.
وبارشش رو در حالی که صورتت رو نوازش میکردم میدیدم
بذار باران مشتعل بشه در حالی که من گریه میکردم
چون من شنیدم ! باران داشت اسم تو رو فریاد میزد اسم تو
من. باران رو به آتش کشیدم
وخودم تو رو به. قلب شعله ها پرت کردم
اونجا بودن که مردن یه چیزی رو حس کردم
چون میدونستم این اخرین بار بود ...اخرین بار
بعضی موقع ها وقتی بیدار میشم و می فهمم پیش در خوابم برده
حالا که رفتی باید منتظرت باشم
حتی حالا که ابن عشق تموم شده
نمی تونم دنبالت نگردم
من باران رو به آتش کشیدم
وبارشش رو در حالی که صورتت رو نوازش میکردم میدیدم
بذار باران مشتعل بشه در حالی که من گریه میکردم
چون من شنیدم ! باران داشت اسم تو رو فریاد میزد اسم تو
من باران رو به آتش کشیدم.
و خودم وتو رو به قلب شعله ها پرت کردم
اونجا بود که مردن یه چیزی رو حس کردم
چون میدونستم این اخرین بار بود اخرین بار
بذار مشتعل شه
بذار مشتعل شه
بذار مشتعل شه
گذاشتم قلبم سقوط کنه
ودر حالی که داشت سقوط میکرد تو بلند شدی تا فتحش کنی
همه جا تاریک بود و من به آخر خط رسیده بودم
تا اینکه تو منو بوسیدی ونجاتم دادی
دستهای من قوی ان
اما زانوانم اونقدر قوی نبودن
تا بتونم توی اغوشت محکم باشم
وبه پات نیفتم
اما یه چیزی رو در مورد تو هیچوقت نمیدونسنم... هیچوقت. نمیدونسنم
هر چیزی که گفتی هیچوقت راست نبود... هیچوقت راست نبود
وبا این بازی هایی که در میاری تو همیشه برنده ای... همیشه برنده ای
اما من باران رو به آتش کشیدم
وبارشش رو در حالی که صورتت رو نوازش میکردم میدیدم
بذار باران مشتعل بشه در حالی که من گریه میکنم
چون من شنیدم !باران داشت اسم تو رو,فریاد میزد...اسم تو
وقتی با توام
میتونستم اونجا بمونم وچشمامو ببندم
وبرای همیشه تو رو کنار خودم احساس کنم
من وتو با هم هستیم و هیچ چیز بهتر از این نیست
اما یه چیزی رو در مورد تو هیچوقت نمیدونسنم هیچوقت نمیدونسنم
هر چیزی که گفتی هیچوقت راست نبود هیچوقت راست نبود
وبا این بازی هایی که در میاری تو همیشه برنده ای همیشه برنده ای
اما من باران رو به آتش کشیدم.
وبارشش رو در حالی که صورتت رو نوازش میکردم میدیدم
بذار باران مشتعل بشه در حالی که من گریه میکردم
چون من شنیدم ! باران داشت اسم تو رو فریاد میزد اسم تو
من. باران رو به آتش کشیدم
وخودم تو رو به. قلب شعله ها پرت کردم
اونجا بودن که مردن یه چیزی رو حس کردم
چون میدونستم این اخرین بار بود ...اخرین بار
بعضی موقع ها وقتی بیدار میشم و می فهمم پیش در خوابم برده
حالا که رفتی باید منتظرت باشم
حتی حالا که ابن عشق تموم شده
نمی تونم دنبالت نگردم
من باران رو به آتش کشیدم
وبارشش رو در حالی که صورتت رو نوازش میکردم میدیدم
بذار باران مشتعل بشه در حالی که من گریه میکردم
چون من شنیدم ! باران داشت اسم تو رو فریاد میزد اسم تو
من باران رو به آتش کشیدم.
و خودم وتو رو به قلب شعله ها پرت کردم
اونجا بود که مردن یه چیزی رو حس کردم
چون میدونستم این اخرین بار بود اخرین بار
بذار مشتعل شه
بذار مشتعل شه
بذار مشتعل شه
- ۴.۲k
- ۱۴ بهمن ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط