Cruel Love
Cruel Love
پارت ۶
خلاصه غذامو خوردم و قرار شد همگی باهم بریم خونه بابا بزرگم که رئیس خاندان کیم هست رفتم تو اتاق کمی با لارا حرف زدم بعد رفتم لباس هامو عوض کردم میکاپ کردم و موهامو بستم یه چند تا اکسسوری ظریف انداختم و رفتم بیرون مامان و بابا آماده بودن منم اومدم نشستیم منتظر جونگکوک قرار بود تقریباً کل خاندان کیم اونجا باشن جونگکوک هم اومد سوار ماشین شدیم مامان و بابا جلو نشستن من هم با جونگکوک پشت نشستیم، رسیدیم وقتی رفتیم تو همه اونجا بودن ما آخرین نفر بودیم که رسیدیم من و دخترعمم با لارا و جونگکوک و تهیونگ با نامزد دختر عمم رفتیم تو اتاق تا بازی کنیم تصمیم گرفتیم یکم جرعت حقیقت بازی کنیم بعد بریم بازی ترسناک میدونستم قراره برینم تو خودم جرعت حقیقت و شروع کردیم که افتاد به من و دوست پسر دختر عمم اون ازم میپرسید (دوست پسر دختر عمش √ راستی واسه دختر عمش اسم پیدا نکردم)
√=جرعت یا حقیقت
+=جرعت
بعد از اینکه جوابشو دادم با دختر عمم در گوشی حرف زدن بعد گفت
√=باید جونگکوک رو ببوسی
+=چی ،چی میگی من قبول نمیکنم
√=باید قبول کنی بازی اینطوری
+=اه، باشه
رفتم از لوپش بوسش کردم زود رفتم جام جونگکوک که مثل همیشه داشت نیشخند میزد تهیونگ هم قرمز شده بود لارا و دوست پسر دخترعمم با خود دخترعمم هم داشت میخندیدن
+=واقعا براتون متاسفم من اصلاً بازی نمیکنم
برو پارت بعد و بخون بدو
پارت ۶
خلاصه غذامو خوردم و قرار شد همگی باهم بریم خونه بابا بزرگم که رئیس خاندان کیم هست رفتم تو اتاق کمی با لارا حرف زدم بعد رفتم لباس هامو عوض کردم میکاپ کردم و موهامو بستم یه چند تا اکسسوری ظریف انداختم و رفتم بیرون مامان و بابا آماده بودن منم اومدم نشستیم منتظر جونگکوک قرار بود تقریباً کل خاندان کیم اونجا باشن جونگکوک هم اومد سوار ماشین شدیم مامان و بابا جلو نشستن من هم با جونگکوک پشت نشستیم، رسیدیم وقتی رفتیم تو همه اونجا بودن ما آخرین نفر بودیم که رسیدیم من و دخترعمم با لارا و جونگکوک و تهیونگ با نامزد دختر عمم رفتیم تو اتاق تا بازی کنیم تصمیم گرفتیم یکم جرعت حقیقت بازی کنیم بعد بریم بازی ترسناک میدونستم قراره برینم تو خودم جرعت حقیقت و شروع کردیم که افتاد به من و دوست پسر دختر عمم اون ازم میپرسید (دوست پسر دختر عمش √ راستی واسه دختر عمش اسم پیدا نکردم)
√=جرعت یا حقیقت
+=جرعت
بعد از اینکه جوابشو دادم با دختر عمم در گوشی حرف زدن بعد گفت
√=باید جونگکوک رو ببوسی
+=چی ،چی میگی من قبول نمیکنم
√=باید قبول کنی بازی اینطوری
+=اه، باشه
رفتم از لوپش بوسش کردم زود رفتم جام جونگکوک که مثل همیشه داشت نیشخند میزد تهیونگ هم قرمز شده بود لارا و دوست پسر دخترعمم با خود دخترعمم هم داشت میخندیدن
+=واقعا براتون متاسفم من اصلاً بازی نمیکنم
برو پارت بعد و بخون بدو
- ۱۱۴
- ۲۳ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط