{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد دارم در غروبی سرد سرد،

یاد دارم در غروبی سرد سرد،
می گذشت از کوچه ما دوره گرد،

داد می زد: "کهنه قالی می خرم،
دست دوم، جنس عالی می خرم،
کوزه و ظرف سفالی می خرم،
گر نداری، شیشه خالی می خرم"، اشک در چشمان بابا حلقه بست،
عاقبت آهی کشید، بغض اش شکست،
اول ماه است و نان در سفره نیست،
ای خدا شکرت، ولی این زندگی است؟!!! سوختم، دیدم که بابا پیر بود،
بدتر از او، خواهرم دلگیر بود،

بوی نان تازه هوش اش برده بود،
اتفاقا مادرم هم، روزه بود،

صورت اش دیدم که لک برداشته،
دست خوش رنگ اش، ترک برداشته،

باز هم بانگ درشت پیرمرد،
پرده اندیشه ام را پاره کرد...، "دوره گردم، کهنه قالی می خرم،
دست دوم، جنس عالی می خرم،
کوزه و ظرف سفالی می خرم،
گر نداری، شیشه خالی می خرم،

خواهرم بی روسری بیرون دوید،
گفت: "آقا، سفره خالی می خرید؟
@ayamidanid100
دیدگاه ها (۷)

وقتی می شود دقایق عمرت را با آدم های خوب بگذرانی، چرا باید ل...

https://telegram.me/joinchat/Bl6PqD94KF8Set3_oVmduw

چرا خانم ها در ماه رمضان زودتر خسته می شوند ؟زیرا خانم ها بی...

آیا میدانید جعفری به سلامت ریه ها کمک می کند و بوی بد دهان ر...

تک پارتی از جونگکوک.

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)پارت بیست‌ویکم: خلع‌سلاحِ...

پارت: 12 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*پاهایم دقیقاً همان‌جا، روی...

پارت: 10 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ وحشتناک و سنگینی سال...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

پارت: 25 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**اگر کسی چند هفته پیش بهم ...

True Love①(عشق واقعی) مکان: بارا/ت:من باید برم خونه دیروقته ...

استاد جئون part 4رینا: رسیدیم خونه جونگکوک الان باید می اومد...

My Arirang Part 6

یاد دارم در غروبی سرد سرد،می گذشت از کوچه ما دوره گرد،داد می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط