{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تماشای پستای قبلی و از دست ندید...

تماشای پستای قبلی و از دست ندید...
.
یاد دارم در غروبی سرد سرد
می گذشت از کوچه ما دوره گرد
داد می زد: کهنه قالی می خرم
دسته دوم جنس عالی می خرم
کوزه و ظرف سفالی می خرم
گر نداری شیشه خالی می خرم
اشک در چشمان بابا حلقه بست
عاقبت آهی کشید، بغضش شکست
اول ماه است و نان در سفره نیست
ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟
سوختم دیدم که بابا پیر بود
بدتر از او خواهرم دلگیر بود
بوی نان تازه هوشش برده بود
اتفاقاً مادرم هم روزه بود
صورتش دیدم که لک برداشته
دست خوش رنگش ترک برداشته
باز هم بانگ درشت پیرمرد
پرده اندیشه ام را پاره کرد
دوره گردم کهنه قالی می خرم
دسته دوم جنس عالی می خرم
کوزه و ظرف سفالی می خرم
گر نداری شیشه خالی می خرم
خواهرم بی روسری بیرون دوید
گفت: آقا سفره خالی می خرید...
دیدگاه ها (۴)

تماشای پستای قبلی و از دست ندید....دلبری نادیده بر قلبم شده ...

تماشای پستای قبلی و از دست ندید...ﺑﮕﻮ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺣﻮﺍﻟﯽ ﺩﻟﻢ ﭼﻪ ﻣﯿﮑ...

.این قلب ترک خورده ی من بند به مو بودمن عاشق او بودم و او عا...

ﻏﺮﻭﺭﻡ ﺯﯾﺮ ﭘﺎ ﻟﻪ ﺷﺪ، ﺩﻟﺖ ﺳﻨﮓ ﺍﺳﺖ ، میفهمی؟ﻓﻘﻂ ﮔــﺎﻫﯽ ﻧﮕﺎﻫﻢ ﮐﻦ...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁸ رسیدن خونه همگی با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط