چه خبر؟
چه خبر؟
حال چشم هایت خوب است؟!
هنوز وقت خندیدن
بادام شیرین تعارف می کنند؟!
حال دست هایت...
حال دست هایت چطور است؟!
خجالت که میکشی
هنوز عرق می کنند؟
هنوز از همان میانبر همیشگی
به خانه می روی؟
کفش هایت
را با پشت ساق پایت پاک می کنی؟
هنوز بلدی زبانت را شکل گل در بیاوری؟
نمیدانم
شاید حالا برای خودت خانومی شده ای
شاید خانه تان را عوض کرده اید
شاید...
اه چقدر بدم از این شایدها می آید
شایدهای کوفتی
این شایدها یک روز مرا می کشند
ببخشید وقتت را گرفتم...
حال چشم هایت خوب است؟!
هنوز وقت خندیدن
بادام شیرین تعارف می کنند؟!
حال دست هایت...
حال دست هایت چطور است؟!
خجالت که میکشی
هنوز عرق می کنند؟
هنوز از همان میانبر همیشگی
به خانه می روی؟
کفش هایت
را با پشت ساق پایت پاک می کنی؟
هنوز بلدی زبانت را شکل گل در بیاوری؟
نمیدانم
شاید حالا برای خودت خانومی شده ای
شاید خانه تان را عوض کرده اید
شاید...
اه چقدر بدم از این شایدها می آید
شایدهای کوفتی
این شایدها یک روز مرا می کشند
ببخشید وقتت را گرفتم...
- ۲.۰k
- ۰۶ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط