{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ایدل من

ایدل من

#پارت_3
روی تخت نشسته بودم و با پتو خودم رو پوشوندم. چند دقیقه بعد، در آروم باز شد. کوک با یه لیوان شیر گرم اومد داخل. نشست لبه تخت و سکوت کرد.

کوک: «هنوز بیداری؟»

من (بدون اینکه نگاهش کنم): «آره.»

کوک: «ببین… حق با توئه. متاسفم.»

من: «واقعا؟»

کوک: «آره. می‌دونی که چقدر دوست دارم. فقط… استرس دارم. می‌خوام همه چی عالی باشه. یادم رفت که تو مهم‌تر از همه آهنگ‌های دنیایی.»

پیشونیش رو چسبوند به پیشونیم. دستم رو گرفت و گذاشت روی قلبش. دلم نرم شد. نمی‌تونستم باهاش قهر بمونم.
دیدگاه ها (۰)

چندپارتی جونگ کوک

ᴘᴀʀᴛ ۳۲ | یه تشکر سادهبعد از اتفاق پارک...چند روز گذشت.آرا ه...

الماس زیبای من  part⁶- من اون هارو که این کارو با پرنسسم کرد...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 2+ چیزی نیست.+ معلومه.رفتم کنارش نشستم و آروم پتو ر...

شاگرد لوس من

معامله p9جونگ‌کوک بعد از رفتن تهیونگ، مستقیم به حمام رفت.شیر...

#ارباب‌سنگدل #پارت_34یک روز بعد>>>>>کوک به دختر کوچیکش نگاه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط