ای پاره پاره تن ز دل پاره پاره ام

ای پاره پاره تن ز دل پاره پاره ام
گفتم بغل کنم بدنت را نمی شود

باید کفن به وسعت یک دشت آورم
در یک کفن که پیکر تو جا نمی شود

شاعر : حسن لطفی
دیدگاه ها (۱)

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

.دل خانه‌ای از سکوت بود آمدی شد هر نفسم شرح معانی در منرفتن ...

هر زمان شوری دگر دارم ز توهر نفس دل خسته‌تر دارم ز توبر بساط...

عاشقانه های شبنم

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

السلام علیک یا بنت امیرالمومنین یاعقیله بنی هاشم

A Shadow Named Youسایه‌ای به نام تو P.17(روایت از زبان ا.ت)ب...

— هوشنگ ابتهاج | بی‌خواهشی!گاهی آدم از برآورده نشدنِ خواسته‌...

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط