1 : 45 a clook

part : 13
_______________________
ساعت نزدیکای ۱۱ و نیم بود و همه داشتن میرفتم و ما ام کم کم اماده شدیم که بریم و جینا اومد سمتمون
جینا: هی بچها ما امشب بین خودمون چند نفر یه اَفتر پارتی داریم و منم خوشحال میشم بمونید
ا/ت یه دوهی نگاهی کرد و گفت: جمع بیشتر خانوادگیه میخای تو بمونی من برم؟
جینا یدفه گفت: هییی واقعا که داری ناراحتم میکنیا، خوانوادگیه چی اکیپیم بابا تو ام از این به بعد با مایی، از اونجایی که تک دختر اکیپ هستم زورم به پسرا میرسه و منم دلم میخاد تو ام باشی

خوشحال شدم و منتظر موندیم تا مهمون ها برن و شروع کنیم

دیگم کم کم سالن بزرگ عمارت خالی شد و فقط ما مونده بودیم و دیجی و خدمه

اون شب خیلی خوش گذشت و با بچها خیلی صمیمی شدم و خیلی خوشگذروندیم ولی کل اون شب خبری از جونگکوک نبود دیگه، البته مهم هم نبود چون همش تو قیافه بود

هفته ها همینطوری می‌گذشت و من دوباره غرق یه پرونده جدید شده بودم، ایدفعه موکل خاصی نداشتم....گفته بودم فضولم؟....خب شاید یکم باشم
یکم که نه تقریبا یکم از یکم بیشتر، به هرحال...
بخاطر این فضولیام دارم وارد بازیای عجیبی میشم
تازه نتنها اخر سر خودمو میدم به باد بلکه سر شوگا رو هم ممکنه بدم به باد
توی پرنده قبلیم یه چیزی به چشمم عجیب اومد، یه شخصی، بخاطر همین راجبش گفته بودم شوگا تحقیق کنه، یادتون اومد؟
(پارت ۸)
توی این پرونده که بخاطر کرم ریختنای خودم دارم ازش سر در میارم رسیدم به یه شخصی، شخصی که اجیر شده بود
برای چی؟


خب حداقلش اینکه فهمیدم فقط من فضول نیستم، بعد از تهدید ها و صحبت های فراوان با اون فرد تونستم بفهمم که وقتی که اجیر شده بود برای هماهنگی های کاراش کجا میرفته

شوگا: خب؟
ا/ت: یعنی چی که خب اینهمه حرف نزدم که بگی خب
شوگا نگاهی به چپ و راست انداخت و با شک لب زد: انتظار شنیدن چی رو داشتی؟
ا/ت چشماشو تو حدقه چرخوند و شونه هاشو بالا داد و با کمال طلبکاری گفت: مثلا میتونستی بگی منم کنجکاو شدم و میرم راجب اونجا یه تحقیق هایی میکنم که وقتی خواستی مثل کله خرابا بری اونجا کسی نیاد کلکتو بکنه
شوگا دست به سینه به صندلی پشت سرش تکیه داد و چشماشو ریز کرد: .....
دیدگاه ها (۲)

سناریو خط قرمز پارت ۲

True Love②⑦یونی: ا/تا/ت: بله یونی: چرا خودت رو گول میزنیا/ت:...

{ازدواج پر حاشیه من}☆پارت ۹☆{اسلاید ۲ لباس خونگی ا/ت}ویو ا/ت...

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

رمان هکر کوچولوی من پارت چهارم

سناریو میتسویا پارت اخر

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

سناریو مایکی پارت ۲

سناریو سانزو پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط