{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جزو‌ه‌‌‌ات را دزدیدم

جزو‌ه‌‌‌ات را دزدیدم
لابه‌لای نوشته‌ها
از نقطه‌ای تا نقطه‌ی دیگر
دنبال تو می‌گشتم
هر جا که دستانت کاغذ را لمس کرده بود
می‌بوسیدم
و به آغوش می‌کشیدم
صبح که می‌شد
تمام تنم پر از درد بود
خیال بودنت بر مغز استخوانم بوسه می‌زد
دیدگاه ها (۱)

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁷﴿ویو راوی﴾ات آرام برگه را از روی زمین ...

پارت هجدهم شب عروسی آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد( آرایشگر...

الماس زیبای من part⁵ویو کوک:- توی جلسه همش به فکر دخترم بودم...

پارت 41🌙 ویو هیون‌وو:هیون‌وو: بچه‌ها، من حساب کردم... بریم.ه...

-روز خونینسرما تا مغز استخوانم نفوذ کرده بود، اما تنم از حرا...

پارت ۱۹۵

۳ پارتی

پارت 12رمان🎀 عشق مدرسه ای 🎀روزا رفت سمت کلاس وقتی به کلاس رس...

Part "69"☆ویو تهیونگ☆پشت میز چوبیِ غبارگرفته ایستادیم. کشوها...

همین که | ت | هر صبح درخیال منی حال هر روز من خوب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط