چادر را جلو تر بردم

چادر را جلو تر بردم
دو سه تاری از مویم بیرون بود!
پسری دید و لبخند زد و به تمسخر ، بلند صلوات فرستاد!
لبخند زدم....
خانمی کنارم بود....
تعجب کرد!!!!
مسخره ات کرد خانم .... !! بهش میخندی؟
خوشت میاد انگار نه؟؟
و باز هم لبخند!
خوشم نیاید؟
من را دید
چادر جلو کشیدنم را دید و زیبا ترین ذکر عالم را به زبان خواند
حتی به تمسخر!!!
امروز من خوشحالم!!!
دیدگاه ها (۷)

آوای شب پارت (ادامه) ۳۱ویو نویسندهناگهان ببری از داخل بوته ه...

چندپارتی جونگ کوک

❤️‍🔥 قرار نبود عاشقت بشم𝑷𝒂𝒓𝒕 6 | حق نداری بهش دست بزنی! ❤️‍🔥...

دختری که مایکی رو کنجکاو کرد پارت۴

رمان اسیر خان پارت یازدهم ۱۱

Like Swan 🦢#like_swan#𝑃𝑇20ویو هویج:روز بعد، مدرسه مثل همیشه ...

P15وقتی از رینو خداحافظی کرد داشت سمت مخالف می‌رفت که کنارش ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 27+مطمئن باش عوضیایی...

part 56کیم ویصدای در اومد همینکه یونا وارد شد همه با اهنگ تو...

💗 قولی که شکستیسه روز از شبی که همه‌چیز بین ا.ت و جیمین تغیی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط