part 56
part 56
کیم وی
صدای در اومد
همینکه یونا وارد شد همه با اهنگ تولدت مبارک براش خوندیم و جیهوپ که کیک دستش بود با شمع های روشن سمت یونا قدم برداشت
یونا که جلوی در ایستاده بود شوکه شده بود
یونا: وای مرسی از همگی من خودم یادم نبود امروز تولدمه
جین: مگه میشه تولدت یادمون بره
شوگا: من میرم برق هارو روشن میکنم، خوابم گرفت
شین هه: عشقم تو اصلا رومانتیک نیستی
برق که روشن شد یونا نوشته روی کیک دید و بلند خوند
[[ ارائه وام ازدواج نرخ ۵۰ درصد جهت سینگل به گور نشدن تنها یک گزینه دارید اگر موافقی فوت کن
( مواظب باش تف نکنی) ستاد مبارزه با بی جفتی]]
يونا خنده بلندی کرد و گفت
دهن ایده دهنده سرویس به خاطر زحمتی که کشیدی فوت میکنم
برگشتم به تهیونگ چشمک بزنم که دیدم با اخم زول زده به کمر من
اوه یادم رفته بود این مسئله نفس عمیق کشیدم رفتم به سمتش با اخم سرش آورد بالا بهم نگاه کرد
با استرس لبخندی زدم
همین که رسیدم به خاطر کفش هام قدم بلند تر شده بود تا چونش بودم
دسته ای از موهام که کنارم افتاده بود با ناز پشت
گوشم بردم و چشم نازک کردم و گفتم
ا.ت: چیه هاپو شدی دوباره عشقم
تهیونگ: این چیه پوشیدی کمرت معلومه كاملا .
شلوارتم خیلی تنگ همه جات ریخته بیرون
ا.ت: عزیزم برای تو پوشیدم امشب خوشگل باشم
نمی دونستم دوستش نداری دیدی که تا تو اومدی درش آوردم کتمو
تهیونگ:آدم که هر چیزی نمی پوشه
جلو بقیه چون خوشگله
مثل اینکه الان چون خوشگلی جلو بقیه بگامت
ا.ت: تهیونگ زشته انقدر به خانوادت بی اعتمادی ؟
میدونی که من تو هر جمعی اینطور لباس نمیپوشم همه جفت دارن و چشم پاک هستند بقیه هم تقريبا مثل من لباس پوشیدن
سارا فقط چون بارداره پوشیده تر تنش کرده
تهیونگ: اوکی فقط زیاد خم و راست نشو
کنار خودمم وایسا
ا.ت: چشم شوهر غیرتی خودم
ا.ت: اخماتو باز کن بخند جذاب جان خودتم رگ دستاتو
انداختی بیرون میخوای گاز بگیرم دستتو دیگه
اینجوری سسکی بازیت نگیره
بعد دستمو گذاشتم رو دستای پر رگش نوازش کردم
تهیونگ: منم برای تو که دوست داری آستین بالا زدم قشنگم در ضمن این زنجیره خیلی بهت میاد خیره کننده شدی
بعد دستشو گذاشت رو پهلوم کمی نوازش کرد
ا.ت: اوم خیلی دستت گرمه
تهیونگ چشماش برقی زد و اون یکی دستش هم گذاشت رو کمر باریکم و فشار داد
شین هه: ببخشید که خلوت تون بهم میریزم بیاید یونا می خواد کادوها رو بازکنه
الان میایم
تهیونگ: خب افتخار میدی بریم تو جمع
ا.ت: یادت رفته کلی برنامه دارم
یونا و جیهوپ رو امشب بهم برسونم
تهیونگ: شیطونک منی بریم
ا.ت
تهیونگ دستشو انداخت دور کمرم کاملا به خودش چسبوند جوری کمرم گرفته بود با یه دست که کل کمرم پوشیده شده بود از دست این تعصب مرد ها
رفتیم سمت بقیه
ات: تهیونگ نگاه کن انگار الهه ماه هم می خواد یونهوپ با هم کاپل بشن لباس هاشون هم رنگ
تهیونگ: یونهوپ!؟ .
ا.ت: ترکیب اسم یونا و جیهوپ دیگه
تهیونگ: عاشق این ذهن خلاقتم -
ا.ت: ما اینیم دیگه
جين: خب زودتر باز کن یونا
ما هم رفتیم رو تنها مبل تک نفره نشستیم تهیونگ نشست منم روی دسته مبل نشستم البته حلقه دسته تهیونگ باز نشد
اولین کادو یک ست کیف برند با کیف پول و ساعت دسته چرم همون برند بود که جین و سارا براش خریده بودند
یونا : وای مرسی خیلی قشنگ
دومین کادو یک آیفون آخرین مدل با ایرپاد و وسایل جانبیش بود که شین هه و شوگا خریده بودند
يونا : همون مدلی که می خواستمهه ممنون
بعدی یک کلید بود با تعجب آورد بالا
آقای لی: قابلت نداره دخترم یه ویلا تو ساحل پیونگ یانگ سندش هم داخل جعبه است
یونا: آقای کیم این خیلی زیادیه چطور میتونم جبران کنم !؟
خانم لی: جبران شده است دخترم تو هم مثل ا.تی برای من
یونا باز هم تشکر کرد
کادو بعدی رو باز کرد که یه توله سگ از نژاد ژرمن اومد بیرون یونا با ذوق بغلش کرد
یونا: وای این چقدر کوچولو هنوز
جیهوپ: ببخشید نمیدونستم چی احتیاج داری یا دوست داری اما تو ساحل متوجه شدم از حیوانات خیلی خوشت میاد
یونا: مرسی واقعا دوستش دارم و برام خاصه
سرمو بردم کنار گوش ته گفتم
اینا خودشون خط بازن نگاه کن چه نخی میدن بهم +
تهیونگ: فکر کنم نمیخواد کاری بکنی اینا خودشون تو شرف ازدواج . هستند
ا.ت: نه نمیشه به اینا باشه صد سال طول میکشه امشب
باید تموم بشه قضیه
کادو اخری برای ما بود یک سرویس طلای جدید کارتیه به همراه یک دوربین آخرین مدل
یه چیز دیگه هم گرفته بودم که تو جعبه نوشته بودم خونه بازکن باعلامت خطر
يونا كلى تشکر کرد از همگی و اظهار داشت که جبران میکنه هر چند که لازم نیست
واقعا لیاقت یونا بیشتر از این کادو هاست
ا.ت: خب کیک هاتون بخورید جون بگیرید که وقت رقص
کیم وی
صدای در اومد
همینکه یونا وارد شد همه با اهنگ تولدت مبارک براش خوندیم و جیهوپ که کیک دستش بود با شمع های روشن سمت یونا قدم برداشت
یونا که جلوی در ایستاده بود شوکه شده بود
یونا: وای مرسی از همگی من خودم یادم نبود امروز تولدمه
جین: مگه میشه تولدت یادمون بره
شوگا: من میرم برق هارو روشن میکنم، خوابم گرفت
شین هه: عشقم تو اصلا رومانتیک نیستی
برق که روشن شد یونا نوشته روی کیک دید و بلند خوند
[[ ارائه وام ازدواج نرخ ۵۰ درصد جهت سینگل به گور نشدن تنها یک گزینه دارید اگر موافقی فوت کن
( مواظب باش تف نکنی) ستاد مبارزه با بی جفتی]]
يونا خنده بلندی کرد و گفت
دهن ایده دهنده سرویس به خاطر زحمتی که کشیدی فوت میکنم
برگشتم به تهیونگ چشمک بزنم که دیدم با اخم زول زده به کمر من
اوه یادم رفته بود این مسئله نفس عمیق کشیدم رفتم به سمتش با اخم سرش آورد بالا بهم نگاه کرد
با استرس لبخندی زدم
همین که رسیدم به خاطر کفش هام قدم بلند تر شده بود تا چونش بودم
دسته ای از موهام که کنارم افتاده بود با ناز پشت
گوشم بردم و چشم نازک کردم و گفتم
ا.ت: چیه هاپو شدی دوباره عشقم
تهیونگ: این چیه پوشیدی کمرت معلومه كاملا .
شلوارتم خیلی تنگ همه جات ریخته بیرون
ا.ت: عزیزم برای تو پوشیدم امشب خوشگل باشم
نمی دونستم دوستش نداری دیدی که تا تو اومدی درش آوردم کتمو
تهیونگ:آدم که هر چیزی نمی پوشه
جلو بقیه چون خوشگله
مثل اینکه الان چون خوشگلی جلو بقیه بگامت
ا.ت: تهیونگ زشته انقدر به خانوادت بی اعتمادی ؟
میدونی که من تو هر جمعی اینطور لباس نمیپوشم همه جفت دارن و چشم پاک هستند بقیه هم تقريبا مثل من لباس پوشیدن
سارا فقط چون بارداره پوشیده تر تنش کرده
تهیونگ: اوکی فقط زیاد خم و راست نشو
کنار خودمم وایسا
ا.ت: چشم شوهر غیرتی خودم
ا.ت: اخماتو باز کن بخند جذاب جان خودتم رگ دستاتو
انداختی بیرون میخوای گاز بگیرم دستتو دیگه
اینجوری سسکی بازیت نگیره
بعد دستمو گذاشتم رو دستای پر رگش نوازش کردم
تهیونگ: منم برای تو که دوست داری آستین بالا زدم قشنگم در ضمن این زنجیره خیلی بهت میاد خیره کننده شدی
بعد دستشو گذاشت رو پهلوم کمی نوازش کرد
ا.ت: اوم خیلی دستت گرمه
تهیونگ چشماش برقی زد و اون یکی دستش هم گذاشت رو کمر باریکم و فشار داد
شین هه: ببخشید که خلوت تون بهم میریزم بیاید یونا می خواد کادوها رو بازکنه
الان میایم
تهیونگ: خب افتخار میدی بریم تو جمع
ا.ت: یادت رفته کلی برنامه دارم
یونا و جیهوپ رو امشب بهم برسونم
تهیونگ: شیطونک منی بریم
ا.ت
تهیونگ دستشو انداخت دور کمرم کاملا به خودش چسبوند جوری کمرم گرفته بود با یه دست که کل کمرم پوشیده شده بود از دست این تعصب مرد ها
رفتیم سمت بقیه
ات: تهیونگ نگاه کن انگار الهه ماه هم می خواد یونهوپ با هم کاپل بشن لباس هاشون هم رنگ
تهیونگ: یونهوپ!؟ .
ا.ت: ترکیب اسم یونا و جیهوپ دیگه
تهیونگ: عاشق این ذهن خلاقتم -
ا.ت: ما اینیم دیگه
جين: خب زودتر باز کن یونا
ما هم رفتیم رو تنها مبل تک نفره نشستیم تهیونگ نشست منم روی دسته مبل نشستم البته حلقه دسته تهیونگ باز نشد
اولین کادو یک ست کیف برند با کیف پول و ساعت دسته چرم همون برند بود که جین و سارا براش خریده بودند
یونا : وای مرسی خیلی قشنگ
دومین کادو یک آیفون آخرین مدل با ایرپاد و وسایل جانبیش بود که شین هه و شوگا خریده بودند
يونا : همون مدلی که می خواستمهه ممنون
بعدی یک کلید بود با تعجب آورد بالا
آقای لی: قابلت نداره دخترم یه ویلا تو ساحل پیونگ یانگ سندش هم داخل جعبه است
یونا: آقای کیم این خیلی زیادیه چطور میتونم جبران کنم !؟
خانم لی: جبران شده است دخترم تو هم مثل ا.تی برای من
یونا باز هم تشکر کرد
کادو بعدی رو باز کرد که یه توله سگ از نژاد ژرمن اومد بیرون یونا با ذوق بغلش کرد
یونا: وای این چقدر کوچولو هنوز
جیهوپ: ببخشید نمیدونستم چی احتیاج داری یا دوست داری اما تو ساحل متوجه شدم از حیوانات خیلی خوشت میاد
یونا: مرسی واقعا دوستش دارم و برام خاصه
سرمو بردم کنار گوش ته گفتم
اینا خودشون خط بازن نگاه کن چه نخی میدن بهم +
تهیونگ: فکر کنم نمیخواد کاری بکنی اینا خودشون تو شرف ازدواج . هستند
ا.ت: نه نمیشه به اینا باشه صد سال طول میکشه امشب
باید تموم بشه قضیه
کادو اخری برای ما بود یک سرویس طلای جدید کارتیه به همراه یک دوربین آخرین مدل
یه چیز دیگه هم گرفته بودم که تو جعبه نوشته بودم خونه بازکن باعلامت خطر
يونا كلى تشکر کرد از همگی و اظهار داشت که جبران میکنه هر چند که لازم نیست
واقعا لیاقت یونا بیشتر از این کادو هاست
ا.ت: خب کیک هاتون بخورید جون بگیرید که وقت رقص
- ۱.۵k
- ۱۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط