{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ساز خاموش من امشب بیقراری می کند

ساز خاموش من امشب بیقراری می کند
در حریم سینه ی من غمگساری می کند
قلب من میداند او دیگر نمی آید ولی ...
باز هم هی روز و شب چشم انتظاری می کند
بغض سنگینی نشسته بر گلوی خسته ام
وا شود ؛ بر چشم من سیلاب جاری می کند
سنگدل حتی برای دیدنش در خواب هم
بر سر این بینوا ؛ منت گذاری می کند!
تا که از خوب چشم های من بیفتد پشت هم...
پیش چشم عاشقم؛ بی بند و باری می کند !
با تمام بی وفاییها ؛ دل خوش باورم
تا که از پا در نیاید ؛ پایداری می کند
خوب می دانم که پاییز دل من رفتنی است
یک نفر روح مرا با خود بهاری می کند..
دیدگاه ها (۶)

007-آلما ویسکی - پارت ۵۵

ساز خاموش من امشب بیقراری می کند در حریم سینه ی من غمگساری ...

عاشقانه

عاشقانه

در آن شبی که تنها ، غم بود و بیقراریمن بودم و خیالت با...

کیسه های نان و خرما خواب راحت می کننددست های پینه دارش استرا...

کیسه های نان و خرما خواب راحت می کننددست های پینه دارش استرا...

یا أب المساکینکیسه های نان وخرما خواب راحت می کننددستهای پین...

کیسه های نان و خرما خواب راحت می کننددست های پینه دارش استرا...

کیسه های نان و خرما خواب راحت میکننددست های پینه دارش استراح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط